صفحه اصلیپروندهگشت و گذارطلاب جوانسیره برزگانخشت اولارتباط با سردبیردرباره مانظر سنجی چند رسانه ای
   

جدیدترین مطالب

پربازدیدترین مطالب

جدیدترین هاپربازدیدها



پرونده, سرمقاله    شماره خبر: ٣٣٨٨٣٦     ٢٣:٠٩ - 1393/01/15     ارسال به دوستان       نسخه چاپي


  توصیفی از ویژگی‏های حوزه خودباور

  حوزه؛ اگر خودباور شود 


  این مقاله، تلاش می‏کند تصویری از حوزه خودباور در عرصه‏های مختلف سیاست‏گذاری، پژوهشی، آموزشی و تبلیغی ارائه دهد. نویسنده بر اساس بیان مقام معظم رهبری، حوزه را به سه لایه حوزه، فضلای حوزه و محصلان حوزه تقسیم کرده است؛ ذیل حوزه، توصیفی از آرمانها، فرهنگ علمی، کلیت حوزه و نظام مدیریت و برنامه‏ریزی حوزه خودباور ارائه داده و سه نظام کلان پژوهش، آموزش و تبلیغ را بر این اساس به تصویر کشیده و در ادامه، ویژگی‏های فضلای حوزه را در قالب مدیران، محققان، استادان و مبلغان تبیین کرده است. 

 

علی ‏اصغر سهرابی

مقام معظم رهبری در سفر سال گذشته به قم، در دیدار با فضلا و نخبگان حوزه در مدرسه فیضیه، «لوازم علم محور بودن حوزه» را در قالب 10 محور تبیین فرمودند. ایشان، یکی از مؤلفه‏های هویت علمی حوزه و لوازم علم‏محور بودن آن را خودباوری و اعتماد به نفس علمی دانستند: «یک مطلب دیگر، خودباوری علمی و اعتماد به نفس علمی است. حوزه و فضلای حوزه و محصل حوزه، بایستی به اعتماد به نفس علمی برسد و اتکاء به نفس داشته باشد. این خیلی اهمیت دارد»

این نوشتار، درصدد توصیف حوزه خودباور است و تلاش می‏کند بر اساس سه لایه‏ای که ایشان در جمله فوق‏الذکر بیان فرمودند؛ یعنی «حوزه و فضلای حوزه و محصل حوزه»، تصویری از ابعاد مختلف حوزه خودباور ارائه دهد؛ حوزه‏ای که در آن، خودباوری و اعتماد به نفس، یکی از ارکان فرهنگ علمی است و این مؤلفه، به عنوان یکی از رویکردهای کلان در سیاست‏گذاری، برنامه‏ریزی و حرکت اجتماعی حوزه، حضور تعیین‏کننده‏ای دارد.

نکته قابل توجه اینکه مواردی که در ادامه خواهد آمد، با توجه به سه ساحت خودباوری شخصی، صنفی و دینی طرح شده‏اند. در ساحت اول، نظر به درون فرد و اثر ویژگی خودباوری در روان و شخصیت او داریم؛ در ساحت دوم، از لحاظ اتکاء و اعتماد به هویت صنفی روحانیت مسئله را بررسی می‏کنیم و در ساحت سوم، آثار باور طلبه نسبت به کارآمدی آموزه‏های دینی را مد نظر قرار می‏دهیم.

دیگر اینکه برخی از ثمرات خودباوری، ذیل چند محور، تکرار شده‏اند تا تجلیات مختلف یک عامل در ساحتهای مختلف، به‏روشنی دیده شود. مثلاً «نوگرایی و استقبال از شیوه‏های نو» را هم ذیل فرهنگ علمی می‏بینیم و هم در نظامهای مدیریت، پژوهش و آموزش.

ناگفته نماند ادعای نویسنده، این نیست که این توصیفات، همه خالصاً از دل عامل «خودباوری و اعتماد به نفس» متفرع شده‏اند. بدیهی است با تکیه بر همین یک خصوصیت، نمی‏توان حوزه را آن‏گونه که خواهد آمد، ساخت. آنچه در پی می‏آید، فقط مدعی است اگر این مفهوم را در تحول و بازسازی حوزه، به عنوان یکی از رویکردهای کلان در نظر بگیریم، اثر ملموس و تعیین‏کننده‏ای در بازسازی حوزه خواهد داشت.

حوزه خودباور

·        آرمان‏ها و ماموریت‏ها

o       حوزه خودباور، جایگاه بی‏بدیل خود را در استمرار نهضت انبیاء و اولیاء الهی می‏شناسد و مأموریت خود را با اتکا به موجودی این حرکت تاریخی، سامان می‏دهد و در این افق می‏اندیشد و عمل می‏کند. شاید کلان‏ترین و عمیق‏ترین بعد خودباوری در حوزه را بتوان به این باور تفسیر کرد. اگر حوزه به این لایه از هویت خود برسد و در خود، احساس کند که به چنین پایگاهی متکی است، انگیزه اقدام در مستوای این نهضت تاریخی را خواهد یافت.

لذا دست به ترسیم افقهای بلندی برای حرکت خود خواهد زد و هرگز به مأموریت حداقلی «فهم، تبیین و ابلاغ دین»، راضی نخواهد شد. حوزه خودباور، به بلندای این آرمان رفیع حضرت امام خمینی (ره) خواهد رسید که «ما مى‏گوييم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستيم ... ما تصميم داريم پرچم لااله‏الّااللَّه را بر قلل رفيع كرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوريم‏»[1]

o       بر اساس نگرش هویتی که در بند قبل گذشت و به ضمیمه باور حوزه به توان و کارآمدی موجودی علمی، فرهنگی و روشی خود برای پیشبرد نهضت انبیاء، شاهد حضور پیشرو و جلودارانه آن در تمامی عرصه‏های علمی و فرهنگی جامعه خواهیم بود.

·        فرهنگ علمی

«حوزه به مثابه‏ى يك كل كه داراى ابعاض و اجزائى است، يك موجود زنده است. يعنى رشد دارد، نُكس دارد، تحرك و نشاط دارد، جمود و ركود دارد، حيات دارد، ممات دارد؛ يك موجود زنده است.»[2] پس می‏توان گفت این موجود زنده، شخصیت هم دارد. همان‏طور که در مقیاس فردی، خلقیات و تمایلات و نگرشهای انسان، یک شخصیت خاص را برای او می‏سازند، در مقیاس یک جامعه مثل حوزه نیز فرهنگ حاکم بر حوزه، شخصیت او را خواهد ساخت. پس بسته به اینکه چه فرهنگی در حوزه جریان داشته باشد، شخصیت حوزه نیز متناسب با آن، متفاوت خواهد بود.

اگر عنصر خودباوری را وارد فرهنگ حوزه کنیم؛ یعنی اگر این ویژگی را در آحاد حوزویان، نظامها و ساختارها، برنامه‏ها، و عملکردها سریان دهیم، شخصیتی که از حوزه ساخته خواهد شد، چنین خواهد بود:

حوزه خودباور، حوزه‏ای آزاداندیش است. در میدان علم، مقهور بزرگی اشخاص نمی‏شودو مبتنی بر مبانی و ادله، هر فکری را مورد بررسی و نقد قرار می‏دهد و فعالانه دست به انتخاب و گزینش می‏زند؛ تفکرمحور است و با مجهولات، مواجهه مستقیم فکری پیدا می‏کند و تسلیم مشهورات و مسلمات نمی‏شود؛ همچنین اهل پرسش است و در چارچوب اذن شارع، هر مسئله‏ای را مورد پرسش قرار می‏دهد؛ در عین باور سنت‏های علمی خود، سنتهای اشتباه و یا غیر روزآمد را براحتی کنار می‏گذارد؛ مرز تعصب صحیح و بجا را با جمود و تحجر، بخوبی می‏شناسد و طاقت شنیدن حرفها جدید را دارد و اهل کار علمی در فضای تضارب آراء است.

·        کلیت حوزه و نظام مدیریت و برنامه‏ریزی

o       اساس برنامه‏ریزی و مدیریت در حوزه خودباور، اتکا به سنت خود در همه امور است. قواعد اساسی این حرکت نیز عبارتند از حفظ، ترمیم، بالندگی. تجلی خودباوری در این سه اصل نیز قابل توجه است؛ اعتقاد به این سنت و تلاش برای حفظ و ترمیم موجودی آن و نیز اعتقاد به توان رشد دادن و بالنده کردن آن. 

o       نظام مدیریت خودباور، نسبت به مقوله‏هایی از سنخ آزاداندیشی، پرسش‏زائی، نقد و تضارب آراء و ... حساسیت منفی نشان نمی‏دهد و بلکه خود را متعهد به فرهنگ‏سازی در این زمینه‏ها می‏داند. سیاست‏گذاران و مدیرانی که به استحکام و قوت اصل حوزه و سنت فکری آن باور دارند، رواج چنین مسائلی در فرهنگ حوزه را هرگز تهدیدکننده کیان حوزه و علوم دینی نمی‏دانند؛ بلکه از آنها به عنوان بستر رشد و تعالی حوزه، مدد می‏گیرند.

o       حوزه خودباور، بر اساس اعتماد به پایه‏ها و چارچوب مستحکم نهاد حوزه، ظرفیت بالایی در نوسازی و تحول دارد. از بازخوانی نمی‏هراسد و از روشهای نو در روزآمدسازی حوزه، استقبال می‏کند و از زمان جا نمی‏ماند.

o       نظام مدیریت و برنامه‏ریزی، اگر خودباور باشد، مقهور تحولات نخواهد شد و می‏تواند ابتکار عمل را بدست گیرد و تحولات درست را در نهاد حوزه رقم بزند. این واقعیت، همان مطالبه مهمی است که مقام معظم رهبری تحت عنوان «مدیریت تحول» از حوزه داشته‏اند: «تحول حتمى است، منتها تحول دو طرف دارد: تحول در جهت صحيح و درست، تحول در جهت باطل و غلط. ما بايد مديريت كنيم كه اين تحول در جهت درست انجام بگيرد ... تحول را بايد پذيرفت و آن را بايد مديريت كرد»[3]

o       نظام مدیریت حوزه، اگر به خودباوری برسد، در مشورتها و تصمیم‏سازی‏های خود، به کارشناسان حوزوی اعتماد می‏کند و بدنه کارشناسی خود را اولاً از حوزویان تشکیل می‏دهد و جز در ضرورت، چشم به کمک کارشناسان دانشگاهی نمی‏دوزد. «خوشبختانه در حوزه، ما اين بدنه‏ى كارشناسى را ... داريم. اينها يقيناً يك بدنه‏ى كارشناسى خودكفا را تشكيل می‌دهند. ما از جهت مسائل حوزه‏اى، هيچ احتياجى به كس ديگرى نداريم و مي‏توان از اين فضلا استفاده كرد.»[4]

o       نفس ورود به دنیای سیاستگذاری، از ثمرات اعتماد به نفس است. دستگاه تصمیم‏ساز و تصمیم‏گیر حوزه، وقتی به توانائی خود در ترسیم و تحقق آینده مطلوب پی برد، آنگاه به تدوین سند چشم‏انداز و نقشه جامع علمی همت خواهد گماشت. شاید یکی از زمینه‏های فرهنگی بر زمین ماندن این مطالبه دیرپای رهبری از حوزه، عدم خودباوری و اعتماد به نفس در تدوین چشم‏انداز برای حوزه باشد: «به نظر من، شما يك سند چشم‌انداز بيست‌ساله لازم داريد كه مشخص كند ... حوزة ما مي‌خواهد در كجا قرار بگيرد و چه كارهايي را مي‌خواهد انجام بدهد. اين كار را خوب متقن كنيد و بعد كه متقن شد، ببينيد حالا براي رسيدن به اين، چه كارهايي بايد انجام بدهيد»[5]

o       حوزه خودباور، خود را در کنار دانشگاه، یکی از دو بازوی علمی نظام اسلامی می‏داند و با حضور کارگشای خود، جایگاه و کارآمدی خود را در حل مسائل مختلف علمی و فرهنگی، تثبیت می‏نماید و هرگز تن به انزوا و حاشیه‏نشینی نمی‏دهد. همچنین خود را یک نهاد علمی تبعی و فرعی نسبت به دانشگاه قلمداد نمی‏کند؛ بلکه چنین حوزه‏ای، با اتکا به محتوا و روش اجتهادی، عقلی (فلسفی) و شهودی (عرفانی) خود، در هسته مرکزی حرکت علمی نهضت و نظام اسلامی قرار خواهد گرفت.

o       حوزه باید در مسیر همراهی و همکاری با نظام دانشگاهی، تا حد وحدت حوزه و دانشگاه نیز پیش برود و نظام علمی یکپارچه و منسجمی را شکل دهد. اما این هرگز به معنی اندکاک و استهلاک مرزهای هویتی و صنفی بین حوزه و دانشگاه نیست. حوزه خودباور، در مسیر آرمان وحدت حوزه و دانشگاه، هویت مستقل خود را از دست نمی‏دهد و از سنت علمی خود دست برنمی‏دارد و با حفظ تمام اصالتهای خود با دانشگاه تعامل می‏کند.

o       حوزه، ظرفیت و توان بکارگیری نخبه‏ترین و مستعدترین فرزندان کشور را هم دارد. حوزه خودباور، برای جذب چنین نخبگانی برنامه‏ریزی خواهد کرد و با اعتماد به نفس، از آنان دعوت به عمل خواهد آورد.

o       اگر دستگاه مدیریت حوزه، خودباور باشد، به قدرت فکر و ابتکار جوانان خود هم بها خواهد داد و میدان را برای حضور جوانان در پیشبرد حوزه، باز خواهد کرد: «حضور نمايندگان طلاب در صحنه‌هاى تصميم‌گيرى حوزه‌ى علميه لازم است ... بايد به جوانان ميدان داده بشود. از فكر تازه - نه به معناى پذيرش، بلكه به معناى بررسى و گزينش - استفاده كنيد، تا كسانى كه داراى ابتكارند، قدمهاى خوب را بردارند»[6]

·        نظام پژوهشی

o       «حوزه، نظام پژوهشی متناسبی نیاز دارد»[7] و یکی از مهمترین پایه‏های طراحی این نظام، خودباوری است. تناسب نظام پژوهشی با کلیت حوزه، وقتی برقرار می‏شود که حوزه، نظام پژوهشی خود را بر اساس مأموریت صنفی و سنت علمی خود طراحی کند و در تعریف مفاهیم، استانداردهای علمی، ارزشیابی پژوهش‏ها و پژوهشگران، این دو شاخص مهم را سریان دهد.

o       نظام پژوهشی خودباور، معتقد است که می‏تواند آینده را آن‏گونه که تصویر می‏کند، بسازد. پس رویکردی آینده‏پژوهانه دارد و پژهش‏ها را بسوی آینده مطلوب، جهت‏دهی می‏کند.

o       قواره یک علم را پژوهش‏ها شکل می‏دهند و به هر جهتی که دغدغه‏های پژوهشگران یک علم متمایل شود، آن علم، شکل خاصی خواهد یافت. در یک نظام پژوهشی خودباور، علوم، به هر سو که بخواهند، نمی‏توانند متمایل شوند و این نظام، جهت توسعه علوم را در چارچوب اهداف کلان نهاد حوزه، تعیین خواهد کرد. چنین نظامی، توان مدیریت علم را خواهد داشت و نهادهای لازم برای مدیریت علم را در درون نهاد حوزه ایجاد خواهد کرد.

o       نظام پژوهشی خودباور، به حاصل تلاش علمی پژوهشگران خود، اعتماد دارد و دنبالة کار آنها را تا عملیاتی شدن ایده‏ها و پژوهشهای تولید شده، رها نمی‏کند. لذا همواره تلاش می‏کند سازوکارهایی برای اتصال پژوهشگران و تلاش‏های آنان به متن جامعه، ایجاد کند و به تولید کتاب و مقاله، بسنده نمی‏کند.

o       در حوزه خودباور، علوم عقلی، رونق چشم‏گیری خواهند یافت. با این توضیح که اساساً رویکرد فلسفی و ذائقه عقلی در افراد، زمانی جوانه می‏زند که احساس می‏کنند می‏توانند دین خدا را به روش عقلی بفهمند و با تکیه بر تحلیلهای فلسفی، به فهمی عمیق‏تر و مبسوط‏تر از معارف دین دست یابند. این احساس، معلول حس خودباوری است. کسی که به خودباوری می‏رسد، در وجود خود این احساس را تجربه می‏کند که خداوند به او قوه فهم عقلانی هستی را عنایت کرده و او اجازه دارد و می‏تواند در این مسیر، گام بردارد. لذا یکی از زمینه‏های مخالفت با فلسفه را جدای از مبانی علمی، می‏توان در فقدان این ویژگی شخصیتی ریشه‏یابی کرد.

o       اگر نظام پژوهشی حوزه به خودباوری برسد، مناط علمی بودن نظریات و روشهای علمی را خودش تعریف می‏کند و در چارچوب پارادایمهای غربی، به ارزیابی و ارزشیابی موجودی خود نمی‏پردازد. لذا از برچسب غیرعلمی بودن که معمولاً نظام علمی رقیب بر تولیدات علمی او می‏زند، نمی‏هراسد و با رویکردی غیرانفعالی، به استانداردسازی برای پژوهشهای خود همت می‏گمارد.

o       نظام پژوهشی حوزه، در اثر اعتماد به نفس علمی، رویکردی جهانی خواهد یافت و از حضور در عرصه‏های علمی جهانی و ایجاد ارتباطات متنوع و گسترده علمی با مراکز علمی دنیا، واهمه‏ای نخواهد داشت. مطالبه مقام معظم رهبری از حوزه این است که «امروز حوزه نبايد در صحنه‌هاى متعدد فلسفى و فقهى و كلامى در دنيا غائب باشد.»[8]

o       نظام پژوهشی خودباور، مرعوب هژمونی تمدن غرب نمی‏شود و دغدغه بازتولید تمدن اسلامی را در سر می‏پروراند و در این مستوا، سیاستگذاری پژوهشی خود را سامان می‏دهد.

o       دغدغه‏ها و موضوعات پژوهشی پژوهشگر خودباور، در فضای گفتمان ساخته شده توسط دیگران شکل نمی‏گیرد. نظام پژوهشی خودباور، مستقلاً دست به نیازسنجی پژوهشی خواهد زد و موضوعات مورد توجه پژوهشگرانش را خودش جهت خواهد داد.

·        نظام آموزشی

o       نظام آموزشی خودباور، به کارآمدی سنت علمی حوزه، باور دارد و پس از إحراز سنّت علمی و فکری پیشینیان خود، آنها را طبق اقتضائات عصری، روزآمد می‏کند و در برنامه‏ریزی آموزشی، اصل را بر سنت علمی خود می‏گذارد.

o       کسی که به اعتماد به نفس علمی برسد، به خود اجازه فکرکردن خواهد داد. اما افرادی که به این رشد نرسیده‏اند، همواره مرعوب فکر دیگران خواهند بود. بر این اساس، نظام آموزشی خودباور، تأکید خاصی بر تفکر خواهد داشت و یک نظام آموزشی تفکرمحور طراحی خواهد کرد. نظامی که بجای توسعه حجمی معلومات و محفوظات، بر رشد کیفی قدرت تفکر طلاب متمرکز می‏شود.

o       یکی از مقدمات اجتهاد، علاوه بر مقدمات علمی و قوه قدسیه‏ای که باید خداوند عطا فرماید، این است که طالب علم، به این خودباوری برسد که می‏تواند حرف دین را از لابه‏لای نصوص و ادله، استخراج کند. چه‏بسا کسی سالها درس اجتهاد بخواند و برخوردار از عنایات الهی نیز باشد اما باز در خود، قدرت اجتهاد را نبیند؛ اگر چه حتی واقعاً مجتهد باشد. به تعبیر دیگر، اجتهاد، علاوه بر اینکه بعدی روشی دارد و از جهت دیگر، یک قوه است، می‏تواند به عنوان یک رویکرد کلان در مسیر تحصیل نیز قلمداد شود.

o       نظام آموزشی خودباور، مجتهدپرور است و سعی می‏کند طلبه را از ابتدا با این رویکرد رشد دهد. طلبه‏ای که رویکرد اجتهادی را در مسیر تحصیلی خود اشراب کند، مسیر رشد را سریعتر و عمیق‏تر طی خواهد کرد. اگر چه این امتیاز، آفاتی هم دارد که مراقبت اخلاقی خاص خود را می‏طلبد. اما از مزایای آن نمی‏توان صرف نظر کرد.

o       نظام آموزشی خودباور، ریسک‏پذیر است و در طراحی و تجربه رویکردهای آموزشی و برنامه‏های درسی جدید، واهمه ندارد.مثلاً چنین نظامی، اگر احساس کند تدوین کتاب جدیدی نیاز است، معطل نمی‏ماند تا شیخ انصاری دیگری در حوزه ظهور کند و رسائل و مکاسبی متناسب با نیازهای امروز بنویسد. لذا عزم خود را جزم کرده و با استفاده از حداکثر توان علمی بزرگان و نخبگان خود، کار تألیف کتب جدید را شروع می‏کند و رفع اشکالات احتمالی را به مرحله تجربه موکول می‏کند. مقام معظم رهبری، استقبال از شیوه‏های نو را جزء هویت علمی حوزه برمی‏شمارند و در ادامه می‏فرمایند: «از شیوه‏های نو در آموزش علم، در تعلیم علم، در گسترش علم، در تولید علم، نباید ترسید؛ از شیوه‏های نو نباید واهمه کرد.»[9]

o       در حوزه خودباور، پژوهش، یکی از برنامه‏های اصلی در مسیر آموزش و تربیت علمی طلاب خواهد بود. یکی از رویکردهای کلان چنین حوزه‏ای را می‏توان پژوهش‏گرایی و حتی پژوهش‏محوری در نظام آموزشی دانست. اگر بخواهیم حس اعتماد به نفس را در طلبه ایجاد کنیم، باید او را از همان اوایل طلبگی، تشویق به مواجهه با مجهولات و تلاش علمی برای یافتن پاسخ آنها کنیم. نظام آموزشی پژوهش‏گرا، تلاش می‏کند این رویکرد را در زندگی علمی طلبه جاگیر کند.

o        نظام آموزشی، اگر بر اساس خودباوری طراحی شود، فضای آموزشی را برای پرورش افکار، باز خواهد کرد؛ چرا که یکی از ارکان پرورش طلبه خودباور، بازکردن عرصه برای تفکر و پرسش و اشکال است. «بايد اين كار (ايجاد محيطهاي باز پرورش افكار) در حوزه انجام بشود و از چيزهايي است كه حوزه را زنده خواهد كرد»[10]

o       تعلیم و تعلم هر علمی، بسته به محتوا و روش آن علم، آثار تربیتی خاص خود را روی استاد و طلبه می‏گذارد. به عنوان مثال، متخصصان علوم حدیث با اهل فلسفه، معمولاً تمایزات شخصیتی خاصی دارند. لذا توجه جدی به علوم عقلی در نظام آموزشی حوزه، می‏تواند یکی از راهکارهای ایجاد حس خودباوری در طلبه باشد.

·        نظام تبلیغی

o       اگر یک نظام تبلیغی بر اساس اعتماد به نفس و خودباوری طراحی شود، در جامعه، حضوری گفتمان‏ساز و جریان‏ساز خواهد داشت و موضوعات و مفاهیم مورد توجه جامعه را او در افکار عمومی قرار خواهد داد و جایی برای هجمه‏های فکری و فرهنگی باقی نخواهد گذاشت. اما یک نظام تبلیغی منفعل، همیشه یک گام از جبهه مقابل و یک گام هم از عموم مردم، عقب خواهد بود. چنین نظامی، همواره در پس مفاهیم و مسائل خلق شده توسط دشمنان حرکت می‏کند و تلاش می‏کند پاسخی برای شبهات و یا نیازهای تولیدشده توسط آنان بیابد و ارائه کند.

فضلای خودباور

·        محققان

o       اعتماد به نفس علمی، به یک پژوهش‏گر، جرأت حضور در عرصه‏های کشف نشده و پرابهام را می‏دهد. مواجهه با مجهولات و حرکت در فضای ابهام، علاوه بر قوت علمی، به جرأت علمی هم نیاز دارد که ارمغان خودباوری است.

o       خودباوری صنفی به پژوهشگران حوزوی شخصیتی می‏بخشد که هرگز در چارچوب ضوابط حاکم بر فضای آکادمیک اسیر نمی‏شوند و اگر در دانشگاه‏ها و پژوهشگاه‏ها، مشغول به فعالیت شوند، در آن فرهنگ، هضم نمی‏شوند و شاخص‏های حوزوی خود را حفظ می‏کنند.

o       اگر محققان حوزوی، واقعاً در درون خود به حس خودباوری و اعتماد به نفس برسند، حاصل تلاش علمی آنان، قطعاً هویت‏ساز و شخصیت آفرین خواهد بود و تاثیر زیادی در شکل‏گیری اعتماد به نفس ملی در جامعه اسلامی خواهد داشت.

o       اگر چه رویکرد انتقادی نسبت به علوم غربی، معلول حس خودباوری است ولی درجه بالاتر و مطلوب‏تر خودباوری علمی این است که محقق حوزه احساس می‏کند نباید در چارچوب کار سلبی و نقد محدود بماند و می‏تواند با اتکا به سنت حوزوی خود، برای مشكلات زندگي بشر امروز، پیشنهادات کارگشا فراهم آورد.

o       پژوهشگرانی که مبتنی بر خودباوری صنفی و دینی، دست به پژوهش می‏زنند، نقطه شروع خود را در پژهش‏ها، دارایی روشی و محتوایی سنت علمی حوزه قرار می‏دهند و اولاً در بوم دانشی خود دنبال نظریات راهنما و یا پاسخ می‏گردند. لذا از همان اول، سراغ حاصل عقلانیت غربی نمی‏روند و متکی به خود حرکت علمی را شروع می‏کنند. این ویژگی، رویکرد خاصی در استفاده از حاصل علم غربی به ما خواهد داد.

o       اگر محقق حوزوی به خودباوری علمی برسد، حاشیه نویس متفکران غربی نمی‏شود و هرگز خود را در حد شارح و حداکثر ناقد آنان، تنزل نمی‏دهد. برای او، روش و میزان تعامل با متفکران غربی، کاملاً منضبط و محدود است نه اینکه مثلاً در اندیشه‏های یک فیلسوف غربی هضم شود و عمر خود را روی افکار او بگذارد.

o       کسانی که به خودباوری علمی نمی‏رسند، تلاش می‏کنند حاصل نظریه‏پردازی‏های متفکران اسلامی را در پرتو تطبیق با نظرات غربیان، رسمیت و علمیت ببخشند. البته این به معنای نفی مطالعات تطبیقی نیست ولی در فضای خودباوری، مطالعات تطبیقی، تعریف و اهداف خاص خود را خواهد داشت نه اینکه ملاک علمی بودن، حرف آنها باشد و تلاش کنیم با تطبیق نظریات بومی خودمان با آنها، پایگاه مقبولیت علمی برای متفکران خودمان درست کنیم.

o       محقق خودباور حوزوی، با اتکا به پشتوانه دانشی حوزه، جرأت تعامل با اندیشه‏های رقیب داخلی و غربی را خواهد داشت و در دنیای روابط علمی، منزوی نخواهد بود.

o       نقطه شروع حرکت بسوی نوآوری و تولید حرف نو، اعتماد به نفس علمی است. کسی که به خودباوری علمی می‏رسد، در درون خود احساس می‏کند می‏تواند حرفی غیر از آنچه تاکنون گفته شده بزند و طرحی نو دراندازد.

o       ورود به عرصه‏های بکری که در آنها کمتر کار پژوهشی شده است نیز از ثمرات خودباوری علمی است.

·        مدیران و برنامه‏ریزان

o       مدیران حوزه و برنامه‏ریزانی که به شأن و اهمیت والای جایگاه خود در حوزه، باور و اعتقاد دارند، برای یافتن پایگاه حوزوی، به شأن دیگری مثل استادی، توجه نشان نخواهند داد و بر کار مدیریت و برنامه‏ریزی برای حوزه، متمرکز خواهند بود و این شأن حوزوی خود را شأنی فرعی قلمداد نخواهند کرد. این همان مطالبه‏ای است که مقام معظم رهبری، از مدیران و سیاستگذاران حوزه داشتند: «افراد محترم شوراى عالى براى اين كار فرصت كافى بگذارند؛ متفرغ باشند؛ يعنى عضويت در شوراى عالى حوزه يك شأنى در كنار شئون اصلى به عنوان شأن فرعى نباشد.»[11]

o       یکی از عوارض عدم اعتماد به نفس، جمود بر موجودی‏ها و داشته‏هاست. کسی که برای تحول و تغییر، اعتماد به نفس ندارد، در واقع می‏ترسد در حرکت تحولی، به شرایط بهتری نرسد و آنچه که دارد را هم از دست بدهد. پس خواه‏ناخواه مدافع وضع موجود می‏شود و روحیه جمود و اصرار به حفظ وضع موجود، در شخصیت او، شکل می‏گیرد. اگر مدیران و برنامه‏ریزان حوزه به اعتماد به نفس برای ایجاد تحول نرسند، این روحیه در آنها نضج خواهد گرفت.

·        مدرسان

o       اگر یک معلم، در وجود خود، حس اعتماد به نفس نداشته باشد، هرگز نخواهد توانست شاگردانی خودباور تربیت کند. برای تربیت طلاب خودباور، مهمترین شرط، وجود چنین استادانی در حوزه است: «اعتماد به نفسِ شخصى و اعتماد به نفسِ ملى در اساتيد ما، يك ضرورت است ... اگر اين معنا در يك استاد وجود داشته باشد، اين سرريز خواهد شد در محيط درس، در كلاس درس، در انتقال به دانشجو و تأثير تربيتى خودش را خواهد گذاشت.»[12]

·        مبلغان

o       یکی از نیازهای امروز نظام اسلامی برای موفقیت در مسیری که پیش گرفته، این است که عموم مردم ایران، به حس اعتماد به نفس ملی برسند. اگر مبلغان دینی، اولاً خود، به این باور و حس اعتماد به نفس رسیده باشند، خواهند توانست در فعالیت‏های تبلیغ خود، آن را به مردم نیز منتقل کنند.

o       مبلغی که به کارآمدی محتوای آموزه‏های دینی که احراز کرده، باور دارد، حضوری فعال در لایه‏های مختلف جامعه خواهد داشت و نوبه‏نو، فرصتها و عرصه‏های جدیدی را برای ابلاغ پیام دین، کشف و حتی ایجاد خواهد کرد.

o       از آثار خودباوری صنفی، می‏توان به رویکرد رهبری فرهنگی جامعه اشاره کرد. طلبه، اگر به جایگاه والای خود به عنوان طلبه، باور داشته باشد، خود را پیشوا و جلودار حرکت تکاملی جامعه خواهد یافت. پس در قامت یک رهبر در جامعه حاضر خواهد شد و جرأت و توان رهبری فرهنگی اجتماعات عمومی و حتی نخبگانی را خواهد یافت و تبلیغی فرهنگ‏ساز و جامعه‏ساز خواهد داشت.

محصلان خودباور

o       از اولین ثمرات خودباوری، ایجاد نشاط علمی در طلبه است. اگر طلبه‏ای به این باور و اعتماد به خویش رسید که می‏تواند مسیر سخت رشد حوزوی را طی کند، با انگیزه و جدیت پیش خواهد رفت و هرگز دچار خمودی و کسالت علمی نمی‏شود.

o       طلبه‏ای که به خودباوری صنفی می‏رسد، در خود، احساس هویت می‏کند. او دیگر کمبودی در خود نمی‏بیند تا بخواهد آن را مثلاً با مدرک دانشگاهی یا شئون اجتماعی غیرحوزوی جبران کند. حضور علمی و اجتماعی چنین طلبه‏ای، متکی بر هویت و سنت فکری و عملی روحانیت و همراه با صلابت و مناعت طبع خواهد بود. زمانی که تقدیم دکترای افتخاری دانشگاه تهران به مقام معظم رهبری، پیشنهاد شد، ایشان فرمودند: «مسئله دكترى افتخارى؛ خوب، البته اين يك افتخار است كه اين دانشگاه اين اظهار محبت را به ما بكند؛ ليكن من اهل دكترى نيستم؛ همان طلبگى ما كافى است. ... اگر خداوند كمك كند و ما بتوانيم اين ميثاق را حفظ كنيم و در همين عالم طلبگى پيش برويم، من اين را ترجيح مي‏دهم»[13]

o       کسی که به اعتماد به نفس علمی برسد، راه را برای حرکت و رشد، باز می‏بیند. پس مسیر علمی خود را در افق‏های بلندمدت، طراحی می‏کند و برای خود، برنامه‌ريزي درازمدت دارد. و مرحله‌به‌مرحله با نشاط و انگيزه، پیش می‏رود.

o       طلبه‏ای که به خودباوری می‏رسد، علاوه بر تلاش برای فهم درس، تلاش مضاعفی برای بازتوليد مطالب كتاب خواهد داشت. چنین طلبه‏ای، محتوای درس را بر اساس فهم خود و به زبان خود، تقریر می‏کند که ممکن است در مدخل بحث و چینش و استدلال و نتایج، متفاوت با آنچه از استاد آموخته، باشد. این کار، یعنی بازتولید شخصی درس و مال خود کردن کتاب.

o       غلبه بر تردیدها و روحیه اقدام و اهل عمل بودن، از دیگر ویژگی‏های طلبه خودباور است؛ همان ویژگی که حوزه امروز، بدان نیاز مبرم دارد.

o       یکی از عوامل ایجاد خودباوری در طلبه، رجوع به سابقه تاریخی حوزه و الگوپذیری از بزرگان علم و معنویت و نگاه به قله‏های بلندی است که ایشان فتح کردند؛ لذا در حوزه خودباور، الگوها همیشه حضور زنده دارند و طلاب با نظر به آنها، به این حس خودباوری می‏رسند که اگر آنها رفتند و رسیدند، پس می‏شود رفت و رسید.

o       بسیار اتفاق افتاده که عالمان و دانشمندانی، در دوران جوانی، دغدغه و یا ایده‏ای در ذهنشان جوانه زده که آن را جدی گرفته و تمام زندگی علمی‏شان را حول همان نقطه شکل داده‏اند. این ویژگی، برآمده از حس خودباوری است. کسی که خودباور باشد، مسائل و ایده‏هایش برای خودش خیلی مهم خواهد بود و آنها را بی‏مقدار تلقی نکرده و تا رسیدن به نتیجه، پی می‏گیرد؛ اگرچه در بدو امر، غیر ممکن نشان دهد.

o       اعتماد به نفس علمی، باعث می‏شود طلبه، به محتوای علمی خود متکی باشد و به مدرک، به عنوان عامل اثبات و تأیید خود، ننگرد.

o       طلاب خودباور، در عین اینکه عظمت علمی گذشتگان خود را قبول دارند، ولی مقهور سیطره علمی ایشان نیز نمی‏شوند و در عرصه دانش، آزاداندیش هستند.

o       در حوزه‏های خودباور، طلاب، مقهور جایگاه و تسلط علمی استاد خود نمی‏شوند و کلاس را محل مباحثه جدی با او می‏دانند. و هرگز به القاء یک‏طرفه درس توسط استاد، راضی نمی‏شوند.

o       خودباوری صنفی، به طلبه نسبت به نظام دانشگاهی، احساس استغنا می‏بخشد و این باور را در او زنده خواهد کرد که نهاد حوزه، تمام نیاز او را برآورده می‏کند و اندوخته حوزوی او، کارآمد است. لذا هرگز با چشم حسرت به دانشگاه و نظام علمی آن نمی‏نگرد. البته این نگاه، نافی ضرورت تعامل و حتی وحدت حوزه و دانشگاه نیست. بلکه فقط ناظر به یک آسیب موجود در برخی طلاب است که احساس می‏کنند روش و محتوای علمی حوزه، آنان را قانع نمی‏کند.

o       در حوزه خودباور، طلاب، هنگام مواجه با هر سوال و مساله‌اي، بلافاصله به سراغ منابع و كتاب‌ها نمي‌روند؛ بلكه ابتدا براي حل‌مساله، شروع به تفكر مي‌نمايند و سعي مي‌كنند پاسخي اوليه براي مطلب، توليد كنند. سپس براي بررسي و ارزيابي پاسخ توليد شده، به سراغ منابع مي‌روند.

 


[1]. صحيفه امام، ج‏21، ص: 88

[2]. سخنان رهبر انقلاب در ديدار نخبگان حوزه 8/9/86

[3]. سخنان رهبر انقلاب در ديدار نخبگان حوزه 8/9/86

[4]. سخنان رهبر انقلاب در ديدار نخبگان حوزه 8/9/86

[5]. ديدار با اعضاي شوراي عالي حوزه 10/3/83

[7]. بیانات مقام معظم رهبری در جمع فضلای حوزه در مدرسه فیضیه 2/8/89

[8]. بیانات مقام معظم رهبری در جمع طلاب حوزه در شبستان امام خمینی 29/7/89

[9]. بیانات مقام معظم رهبری در جمع فضلای حوزه در مدرسه فیضیه 2/8/89

[10]. بیانات مقام معظم رهبری در جمع فضلا و نخبگان حوزه علمیه قم  14/09/74

[11]. سخنان رهبر انقلاب در ديدار نخبگان حوزه 8/9/86

[13]. بیانات در دیدار اساتید دانشگاه تهران 13/11/88

 


خروج