صفحه اصلیپروندهگشت و گذارطلاب جوانسیره برزگانخشت اولارتباط با سردبیردرباره مانظر سنجی چند رسانه ای
   

جدیدترین مطالب

پربازدیدترین مطالب

جدیدترین هاپربازدیدها



پرونده, کندوکاو    شماره خبر: ٣٣٨٨٢٨     ٢٢:٥٣ - 1393/01/15     ارسال به دوستان       نسخه چاپي


  

  کدام نظام تعلیم و تربیت، سبب ایجاد «خودباوری» می­ شود؟ 


  نویسنده در این مقاله به موضوع «خودباوری» در نظام تعلیم و تربیت حوزه می‌پردازد. ایشان خودباوری صنفی و علمی را از مهم­ترین مؤلفه‌های موفقیت یک صنف یا یک نظام تعلیم و تربیت می‌داند. از این رو، به شرح مؤلفه‌هایی می‌پردازد که در ایجاد خودباوری در طلاب اثرگذار است. 

 

سعید هلالیان

مقدمه

خودباوری صنفی و علمی، از مهم­ترین مؤلفه­های موفقیت یک صنف یا یک نظام تعلیم و تربیت است. این نوشتار به دنبال نشان دادن ضرورت­های این مسئله و نتایج عظیم آن نیست، بلکه این سؤال را دنبال می­کند که در چه صورت، محصول نظام آموزشی حوزه یا حاصل فعالیت­های آموزشی مدرسه یا استادی، به ایجاد یا تقویت خودباوری در طلاب می­انجامد؟

بخش مهمی از این هدف، با اتخاذ برخی راهبردها و راهکارها توسط نظام آموزشی و گسترش برخی مؤلفه­های کلیدی در بین طلاب، ممکن خواهد بود. البته بخشی از این امور نیز توسط طلاب، قابل پیگیری و تحقق است. در ادامه، به مهم­ترین مؤلفه­هایی می­پردازیم که در این راستا باید دنبال شود.

 

ترویج و تحکیم «خداباوری»

«خداباوری» از دیدگاه اسلام، ریشه، اساس، و بلکه روح خودباوری استو همه خودباوری­ها و نتایج حاصل از آنها از خداباوری ریشه می­گیرد. «خودباوری» بدون «خداباوری»، سرانجامی ندارد و کاذب است و در نهایت، سبب غفلت از خود و جایگاه خود در نظام هستی و مانع کمال نهایی انسان می­شود و با دید کلان، نتیجه­ای برعکس خواهد داشت.

خداوند می­فرماید: «وَلاتَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوااللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُون»‏. حشر: آیه 19.

حوزه و طلبه خودباور نیز در وهله اول، «خداباور» است. اتخاذ این رویکرد توسط نظام آموزشی و ترویج همه جانبه و کاربردی آن در همه عرصه­های حیات صنفی طلاب، نه تنها آب و رنگ اعتقادی یا اخلاقی صرف به آن داده­اند، بلکه ثمرات و نتایج بسیاری دارد که یکی از مهم­ترین آنها «اسلام باروی» است، یعنی نظام حوزه و طلاب، به طرح و برنامه خدا برای تأمین کمال نهایی انسان در همه دوره­ها، یعنی همان دین اسلام، باور راسخ و جدی پیدا می­کنند و از صمیم جان معتقد می­شوند که می­توانند در هر عصری، اسلام را در همه سطوح زندگی بشر متحقق سازند و یاری گرفتن از اسلام برای پاسخ­گویی به بشر در همه دوره­ها را باور دارند و به طور جدی، به دنبال تحقق این امر هستند. از این رو، در گفت­وگو و تعامل علمی و فرهنگی با همه ادیان و مکاتب بشری، احساس هیچ­گونه کمبودی نمی­کنند و باور دارند که همیشه برترین نسخه ممکن را در دست دارند.

 

 تأکید بر «خودشناسی صنفی» و تبدیل آن به فرهنگ

بسیاری از مشکلات، ناشی از نداشتن خودباوری، نپرداختن جدی، روش­مند و هدف­مند به مسئله «خودشناسی صنفی» است، و یکی از امور لازم برای رسیدن به خودباروی صنفی و علمی و البته ده­ها فایده کلان دیگر، که هر طلبه باید در طول حیات صنفی خود به طور مستمر بدان بپردازد، مسئله «خودشناسی صنفی» است. ضرورت خودشناسی صنفی که به معنای شناخت دقیق صنفی است که برای ارائه خدمات تخصصی به جامعه انتخاب کرده­ایم، امری نزدیک به بدیهی است؛ چرا که هر عقل سلیمی اقرار دارد که شناخت صحیح در هر کار و مسیری، از پیش­نیازهای موفقیت در آن است[1]و به هر میزان، شناخت­ها و تحلیل­ها پشتیبان حرکتی دقیق­تر، آگاهانه­تر و در تطابق بیشتری با واقع و نظام هستی و عینیات محیطی باشد؛ حرکت ناشی از آنها نیز ثمره بیشتری خواهد داشت. این قاعده، شامل تلاش در مجموعه صنفی تخصصی و از جمله حوزه نیز می­شود و هیچ دلیلی بر استثنای آن نداریم. خودشناسی صنفی، قدرت حرکت صحیح و نیز پیش­بینی حوادث آینده را افزایش می­دهد و سبب جلوگیری از هدر رفتن فرصت­ها و سرمایه­های صنفی و فردی خواهد شد. اهتمام به خودشناسی صنفی، راهبردی کلان در هر نظام تعلیم و تربیت است که اگر بدان توجه کافی نشود، هدف­های آن محقق نمی­شوند یا به طور کامل تحقق نمی­یابند.

خودباروی صنفی و علمی از ثمرات مهم خودشناسی صنفی است. اگر مربی، آموزگار، متربیان، و دیگر عناصر نظام تعلیم و تربیت با هدف­ها، رسالت­ها، جایگاه و نقش تاریخی و عصری، ویژگی­ها، ظرفیت­ها، ظرافت­ها و باید و نبایدهای حوزه و حیات صنفی خود، آشنا نباشند و مهم­تر از آن به داشته­های بالفعل و بالقوه حوزه و خود، باوری راسخ نداشته باشند، چگونه می­توانند برای تحقق آنها بیندیشند و طرح و برنامه داشته باشند و جان­فشانی کنند؟

حوزه و طلبه­ای که از خود و مسیر فرارو و چگونگی پیمودن آن بی­خبر باشد، هرچه هم بکوشد یا در حال رکود و خمود است و در جا می­زند یا در حال عقب­گرد و واپس­گرایی و جمود است.

 

اهتمام به «تراث» و تبدیل به ارزش کردن «احراز سنت­های فکری، علمی، و فرهنگی»

دانش و دانش‌آموزی، پدیده‌ای است که ریشه در امتدادی تاریخی دارد و به ‌تدریج و در طول قرون متمادی رشد کرده و به ما رسیده است. تلاش‌های متراکم اندیشمندان و طالبان علم در طول قرن­های متوالی، سبب پیدایش پشتوانه‌های علمی عظیم و سنت­های فکری و فرهنگی گران­بهایی شده است. یکی از اموری که در دوران تحصیل باید به دنبال کسب آن بود، احراز «سنت علمی و فکری» خود است. مراد از «سنت علمی و فکری»، ریشه‌ها و پشتوانه‌های علمی ـ فرهنگی بومیِ دانش­ها و آداب و رسومِ علم­آموزی پیشینیان است که در طول تاریخ وجود داشته است. اگر رابطه‌ای با تُراث و سنت‌های فکری، علمی و فرهنگی خود نداشته باشیم یا این رابطه به اندازه کافی مستحکم نباشد، مانند درخت بی­ریشه یا با ریشه‌ای ضعیف خواهیم بود که با کوچک­ترین تندباد  یا حتی نسیمی در عرصه دانش، از جا کنده خواهیم شد.

یکی از ثمرات مهم چنین رویکردی، پیدایش حالت خودباوری علمی و صنفی و مرعوب نشدن در برابر مکاتب فکری بیگانه و در دام آنها نیفتادن و کسب توان هماوردی با آنهاست. برای احراز سنت‌های علمی و فرهنگی در دانش‌آموزی، راه‌های گوناگونی وجود دارد، مانند:

ـ آشنایی با آیات، روایات و گزاره‌های اسلامی درباره علم و علم­آموزی.[2]

ـ آشنایی ولو اجمالی، با تاریخ تعلیم و تعلّم، تاریخ علوم و شیوه‌ها و سنت‌های علم­آموزی گذشتگان.

ـ مطالعه زندگی­نامه و شرح حال مفاخر و چهره ­های بزرگ علمی و فرهنگی ایران و جهان اسلام.

ـ آشنایی با اصول و مبانی فرهنگی ـ تربیتی اسلامی.

ـ استفاده از محضر استادانی که خود در این زمینه موفق­ هستند و روحیه تربیتی نیز دارند.

ـ مطالعه سنت‌های علم­آموزی گذشتگان و تقیّد به آنان متناسب با شرایط کنونی.

ـ مطالعه تاریخ دانش­هایی که فرا می‌گیریم و بررسی سابقه تاریخی آنها در سنت فکری بومی خود.

ـ نداشتن دید منفی به سابقه علمی و تاریخی خود و بررسی و استفاده واقع­­بینانه از آن.

ـ تمرین بازخوانی اندیشه­ها، به طور عمومی و بازخوانی این سنت­ها به طور خاص.

تفصیل این راهکارها از حوصله این نوشتار بیرون است و تنها به مورد اخیر اشاره مختصری می­کنیم. منظور از بازخوانی اندیشه، چیزی فراتر از احراز آن است. تفاوت «احراز» و«بازخوانی» اندیشه در این است که معمولاً در احراز، فقط به احضار و فراخوانی داشته‌های پیشین بسنده می‌شود، ولی در بازخوانی، این احضار همراه با تحلیل و دقت و تأمل در آنها و نوعی فرانگری مجدد و امتداد دوباره آنهاست.

این کار که می‌تواند زیر نظر استاد، هم­دوره‌های تحصیلی یا به صورت فردی صورت گیرد، افزون بر ایجاد خودباوری علمی و صنفی، کاربردهای بسیار مهم­تری نیز دارد که خود آنها نیز متقابلاً سبب تشدید و تقویت خودباوری علمی می­­شوند. در صورت استمرار بازخوانی در دوران تحصیل و نهادینه شدن این حالت در فراگیران، آنان به صورت بالفعل یا بالقوه، قادر به «بازشناسی»، «بازنگری»، «بازسازی» تراث خود در عرصه­های مختلف و نیز «امتدادبخشی» به آنها در سطوح و لایه‌های مختلف زندگی علمی و عملی خود و جامعه نیز خواهند شد.[3]

مراد از «بازشناسی»، توصیف همدلانه و ارائه تقریری قوی و واقعی از سرمایه‌های علمی ـ فرهنگی خود است. «بازنگری» نیز به معنای آسیب­شناسی و نقد و سنجش این سرمایه­هاست. منظور از «بازسازی»، تصحیح و ترمیم تراث و منطبق ساختن آنها بر مقتضیات و نیازهای زمانه است. «امتدادبخشی» نیز به معنای امتداد بخشیدن به سرمایه­ها و تراث خود در عرصه دانش­های دیگر یا پهنه‌های دیگری چون هنر، ادبیات، سبک زندگی، فرهنگ و غیره است.

اگر فراگیران در دوران تحصیل، به این مراحل دست یابند، به مرز‌های نوآوری و ابداع نظریات، سپس نظریات جدید در دانش، بسیار نزدیک شده‌اند. دنبال کردن این امور در دوران تحصیل، مطلوب است و باید مد نظر باشد، ولی اهتمام به «احراز تراث» و «بازخوانی اندیشه­ها» از حداقل­های لازم برای دست­یابی به روحیه و توان خودباوری علمی و صنفی است که در این مرحله اهمیت بیشتری دارد.

احیای سنت­های اصیل علم­آموزی حوزوی، مانند مباحثه، استادیاری و خدمت علمی به استاد، تقریرنویسی، حاشیه­نویسی، اعاده درس و غیره، از دیگر مصادیق اهتمام به تراث است.

مقام معظم رهبری در زمینه اهمیت حرکت از تراث و سرمایه­های خود و نیز نقش خودباوری علمی در تولید علم می­فرمایند: «... ما بايد علم را خودمان توليد كنيم و آن را بجوشانيم... اين حركت را بايستى ما از خودمان، در درون خودمان، با استفاده‏ از منابع فكرى و ذخایر ميراث فرهنگى خودمان ادامه بدهيم و داشته باشيم... اين پيشرفت علمى‏ بايستى با خودباورى‏ اولاً، اميد به موفقيت ثانياً، حركت جهادگونه ثالثاً، همراه باشد. چون ما فرض را بر اين گذاشتيم كه پيشرفت علمى، بايستى با نگاه بومى و با تكيه‏ به فرهنگ خودمان باشد ـ فرهنگ ما يعنى اسلام و مواريث ملى‏ پسنديده‏ ما ـ و نيز ناظر به نيازهاى كشور. اين بايستى مجموعه‏ حركت علمى ما را تشكيل بدهد. ممكن است بعضى خدشه كنند كه آقا مگر مى‏شود؟ ما بايد اين باور را پيدا كنيم... كه مى‏توانيم. بدانيم كه وقتى حركت انجام گرفت، اميد رسيدن به موفقيت وجود دارد...».[4]

 

اهتمام به «روحیه و رویکرد تربیتی»

یکی از مهم­ترین عوامل در شکل­گیری خودباوری علمی در میان فراگیران، وجود «روحیه و رویکرد تربیتی» در بین عوامل و مجریان نظام تعلیم و تربیت و به ویژه استادان است. تبیین رویکرد تربیتی در نظام تعلیم و تربیت و بررسی لوازم آن، به نوشتارهای جداگانه­ای نیاز دارد. به طور خلاصه در یکی از سطوح چنین رویکردی، به جان هر فراگیر نگریسته می­شود و با توجه به ایستار و موقعیت فکری، روحی، مهارتی، و نیازهای مرحله­ای که دارد، به تعلیم و تربیت او اقدام می­شود. از این رو، ممکن است افراد مختلف، به اقدامات تعلیمی و تربیتی متفاوت و گاه متضادی نیاز داشته باشند. اتخاذ چنین رویکردی از یک نظام تعلیم و تربیت خمود و جامد برنمی­آید و به پویایی و هوش­مندی در درون آن، به ویژه در میان استادان که مستقیماً سر صحنه و در خط اول این جبهه هستند، نیاز دارد. اگر فراگیران، متناسب با نیازهای مرحله­ای واقعی خود تحت تعلیم قرار گیرند و با دیدن و درک ملموس و میزان پیشرفت­های خود در مقاطع زمانی مختلف، بسیار سریع، ولی ماندگار به خودباوری می­رسند.

فعال­سازی «تفکر» در فعالیت­های تحصیلی و صنفی و به ویژه ترویج «تفکر مستقل»

به کار بستن «تفکر» در علم آموزی، از اهمیت و ضرورت بسیاری برخوردار، و از راهبرد‌های اساسی تحصیل است. هم­چنین «تفکر» در گزاره‌های اسلامی، یکی از کلید‌های علم­آموزی، معرفی، و کارکرد‌های بسیاری برای آن در فراگیری دانش بیان شده است. بررسی سیر تاریخی علوم نیز نشان می‌دهد که مرز‌های دانش بشری غالباً با «تفکر» گسترش یافته و اساساً طبیعت فهم بشری این است که برای رسیدن به مطالب بالاتر به تفکر نیاز دارد. از این رو، باید فعال­سازی تفکر در جریان تحصیل، به طور جدی و مستمر، مورد اهتمام نظام آموزشی حوزه قرار گیرد که یکی از ثمرات مهم آن، ایجاد خودباروی علمی در میان فراگیران است.

در بین انواع تفکر، آنچه تأثیر بیشتر و مؤثرتری در ایجاد روحیه و توان خودباوری علمی و نیز رسیدن به استقلال علمیمعقول دارد، «تفکر مستقل» است. تفکر مستقل یعنی به طور مستقل و با کنار گذاشتن پیش­فرض­های ذهنی و بدون مراجعه به هیچ منبعی به تفکر درباره چیزی بپردازیم. روش­های مختلفی برای این کار وجود دارد. برای نمونه، طلاب عادت کنند یا استادان از آنها بخواهند که درباره دانش یا مطالب درسی که می­خواهند به آن بپردازند، دستکم برای چند دقیقه مستقلاً فکر کنند.[5]

 

انتقال مهارت و روحیه «هدف­گذاری صنفی و علمی»

اگر نظام تعلیم و تربیت حوزه، طلاب را به دانش­ها، روحیات و مهارت­های مورد نیاز برای هدف­گذاری صنفی و تعیین اهداف و سطوح تحصیلی و نیز برنامه­ریزی درسی و تحصیلی متناسب با خود، تجهیز کند و آنها را با تمرین هدف­مند توانا سازد تا پس از مدت معقولی بتوانند با استفاده از ابزارهایی مانند مطالعه، مشاوره یا استادان، تفکر، استفاده از تجارب دیگران و غیره، در نهایت خود به تصمیم نهایی در این عرصه­ها برسند، گام­های بلندی در حرکت به سمت پیدایش و تقویت خودباوری صنفی و علمی خواهند برداشت. نقطه مقابل، وضعیت ناپسندی است که گاه مشاهده می­شود و محصول آن این است که گاه طلبه­ای تا آخر عمر صنفی خود هم آویزان دیگران باشد و هیچ­وقت به قدرت تصمیم­گیری درست و منطقی نرسد!

 

ترویج «روحیه نقادانه»

«روحیه نقادانه» در نظام آموزشی به این معناست که فراگیران بتوانند و فضا نیز برای آنان فراهم باشد تا به آنچه می‌آموزند با دیده سنجشگر بنگرند و آن را بی­دلیل قبول نکنند و فقط به حفظ و نقل اقوال بسنده نکنند، بلکه به دنبال میزان مطابقتشان با واقع نیز باشند. به عبارت ساده، «صَراف سخن» باشند. در روایات آمده است: «كُونُوا نُقَّادَ الْكَلَامِ؛ سنجشگران سخن باشید!»[6]

ترویج روحیه نقادانه، به طور عمومی و در تحصیل دانش، به طور خاص، به ایجاد و تقویت روحیه خودباوری در فراگیران می­انجامد.

 

ترویج «روحیه حل مسئله»

در جریان تحصیل، باید بیشتر تلاش­ها بر این اساس باشد که به ­جای تکیه صِرف بر محفوظات، «روحیه حل مسائل» در فراگیران، ایجاد یا تقویت شود. از آنجا که یکی از کارهایی که باید برای حل مسئله صورت پذیرد، رجوع به داشته­ها و دانسته­های خود است، نهادینه شدن این روحیه در وجود شخص یا یک مجموعه باعث می­شود که به تدریج به لحاظ فکری و روحی به این باور برسد که خود می­تواند با رجوع به داشته­های علمی و استفاده از توانایی­های بالفعل یا بالقوه خود، بسیاری از مسائل را حل کند.

 

ترویج «روحیه اقدام و عمل»

داشتن روحیه عمل به آموخته­ها و آماده اقدام بودن، فواید فراوانی، مانند تثبیت و نهادینه شدن آموخته‌ها در وجود فراگیران دارد. یکی از فواید مهم این روحیه نیز پیدایش، تقویت و تثبیت و ملکه شدن روحیه خودباوری است.

 

گسترش «محصول­محوری»

محصول­محوری یکی از مصادیق «آموزش کاربردی»، و به این معناست که در جریان آموزش از فراگیران خواسته ‌شود، هر چه می‌آموزند، محصولی متناسب با آن و برطرف­کننده نیازی عینی و واقعی تولید کنند. از این رو، فراگیر باید همه تلاش خود را در جهت فهم مطالب، سپس تبدیل آنها به محصولی کاربردی و متناسب با شرایط عینی محیط خود به کار گیرد. این شیوه، باعث درگیر شدن تمام ساحت‌های وجودی (بینشی، انگیزشی و مهارتی) فراگیر با مسائلی می‌شود که یاد می‌گیرد. به ­تعبیر بهتر، سبب «بومی شدن» دانش در وجودش می‌شود. برای نمونه، اگر مشغول فراگیری ادبیات عرب است، باید بتواند به تناسب پیشرفت در این دانش، محصولاتی تولید کند، مثلاً از ترجمه کلمات قصار نهج­البلاغه و احادیث کوتاه شروع کند و با پیشرفت در تحصیل ادبیات عرب، بتواند به توانایی و مهارت ترجمه بلاغی قرآن یا دیگر متون عربی دست یابد. اگر منطق می‌آموزد، باید بتواند در برخورد با اندیشه­ای (نوشتاری یا گفتاری)، آن را به قالب‌های منطقی (تصورات، تصدیقات، استدلال‌ها و...) تبدیل کند و صحت آنها را بسنجد و مغالطات موجود را شناسایی کند.

یکی از مصادیق محصول­محوری و از مهارت‌های مهم و کلیدی که باید به‌ تدریج در دوران تحصیل آن را به دست آورد، مهارت­«نوشتن» است. مراد از این توانایی، تنها قدرت یادداشت­برداری یا توانایی نوشتن نوشتار‌های ادبی و هنری نیست، بلکه منظور، قدرت بیان تخصصی مطالب رشته علمی خود در قالب­های نوشتاری معتبر است.

در همه مصادیق محصول­محوری، از آنجا که همواره فراگیر در حال به کارگیری استعدادها و توان بالفعل و بالقوه خود برای تبدیل دانسته­ها و داشته­های علمی­اش به محصول است، به تدریج درمی­یابد می­تواند با تکیه بر آنها، کارهای مهمی انجام دهد که پیش از آن به ذهنش هم خطور نمی­کرد که بتواند انجام دهد. از این رو، پس از مدتی، به طور خودآگاه یا ناخودآگاه دارای روحیه خودباوری می­شود.

 

تعلیم و تعلم بر اساس «سبک شناختی» هر فراگیر

«سبک شناختی» که به معنای سبک جمع­آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات و ذوق و ذائقه علمی است، در افراد مختلف گوناگون است. برخی بیشتر به اطلاعات حسی توجه دارند، که از طریق حواس پنج­گانه یا برخی از آنها دریافت، و برای فهم و تجزیه و تحلیل اطلاعات بیشتر بر احساسات و عواطف خود تکیه می‌کنند. گروهی، به اطلاعات عقلی بیشتر توجه دارند و از تفکر برای تجزیه و تحلیل امور استفاده می‌کنند. دسته‌ای، بر شهود و مشاهده از نزدیک تأکید دارند و گروهی نیز از روش‌های مرکب بهره می­برند.

برای تعدیل و ارتقای سبک شناختی، باید به منابع گوناگون شناختی و روش‌های ترکیبی شناخت، توجه بیشتری کرد و از هر یک در جای خود و به گونه مناسب و هم­پوشان سود برد. شناخت سبک شناختی خود و جهت­دهی به آن و تلاش برای ارتقا و گسترش آن، ابزاری مهم در تحصیل و دارای ثمرات فراوانی است که برآیند مجموعه آنها سبب ایجاد خودباوری علمی در فراگیر یا تقویت و ارتقای آن می­شود. برخی از این ثمرات عبارتند از:

ـ آگاهی از سبک شناختی خود باعث می­شود تا فراگیر در فهم یا تجزیه و تحلیل اطلاعات، دچار انحراف یا خطا یا به طور ناخودآگاه، توجه او به برخی امور و زوایا، معطوف نشود و از برخی جنبه‌ها غافل نماند. (توجه انتخابی ناخودآگاه)

به عبارت دیگر، شناخت و مدیریت سبک شناختی، این امکان را برای فراگیر فراهم می­کند که آگاهانه و براساس موضوع مورد بررسی، به دریافت و پردازش اطلاعات بپردازد.

ـ امکان توجه به شناخت خود و توسعه و ارتقای افق‌های شناخت خود فراهم می­شود.

ـ توان افزایش میزان یادگیری با جهت­دهی و مدیریت نقاط ضعف و قوت سبک­شناختی و یادگیری پدید می­آید.

ـ امکان پی ­بردن به استعداد‌ها و توانایی‌های شناختی خود در زمینه‌های مختلف ممکن می­شود.

 

توجه جدی به «مباحثه»، «تحقیق» و «تدریس» در دوران تحصیل

«مباحثه» که نوعی تفکر دسته جمعی است، یکی از ارکان علم­آموزی در سنت اسلامی است. در این شیوه، طالبان علم پس از فراگیری درس و مطالعه و تفکر درباره آن در گروه‌های دو یا چند نفره، به بیان آموخته‌ها و نتایج حاصل از تفکرات و مطالعات خود برای یکدیگر می‌پردازند و با هم مطالبی را که آموخته‌اند، بررسی می­کنند. به کار بستن این شیوه در علم­آموزی، نتایج و ثمرات بسیاری دارد که بسیاری از آنها به طور مستقیم یا غیرمستقیم باعث ایجاد افزایش و بارور شدن خودباوری علمی در فراگیران می­شود، مانند تلاش برای به­فهمی و بازفهمی مطالب، تلاش برای بسط معانی در ذهن گوینده، درگیری ذهنی، عاطفی و مهارتی با مطالب آموخته، تلاش برای بازگو کردن مطالب به زبان خود، افزایش قدرت تجزیه و تحلیل محتوا، تمرکز علمی بر موضوع تا حل نهایی یا نسبی آن، تلاش برای افزایش توان تبیین و تقریر مسائل، تمرین عملی مناظره و نقد، تمرین تعامل علمی روش­مند، کسب توانایی بررسی مسائل از زوایای گوناگون، جمع­بندی آموخته‌ها و نتیجه‌گیری نهایی یا حداقل به نتایجی نسبی رسیدن، افزایش قدرت بیان و شناسایی نقاط ضعف و قوت خود در ارائه مطالب، نظم و ترتیب بخشیدن به مطالب در ذهن و در نتیجه، به دست­ آوردن انسجام فكری، پرورش توان اظهار نظر، تقویت فعالیت‌های استدلالی برای دفاع از یك رأی (زمینه­ساز رسیدن به استقلال علمی)، توان­مندی نقد نظریات مخالف و تمرین نقد صحیح، تقویت بُعد اجتماعی و مهارت‌ها و آداب آن، تمرین کار گروهی، تمرین مواجهه علمی روش­مند با اندیشه‌ها، ایجاد زمینه‌ای برای خودشناسی و شناسایی استعداد‌های خود و... .

اهتمام به «تحقیق در دوران تحصیل» نیز از راهکارهای ایجاد خودباوری علمی است. گاهی به غلط گمان می­­کنند که در مرحله فراگیری یک دانش، نمی‌توان و نباید به تحقیق آن پرداخت، در حالی که برعکس است و این کار برای فهم برخی مطالب و کسب پاره‌ای از مهارت‌ها که در جریان دیگر فعالیت‌های یادگیری قابل دست­یابی نیستند، بسیار لازم و ضروری است.

البته پژوهش مدنظر در دوران تحصیل، به معنای تحقیقات حرفه‌ای و تخصصی، بدون هیچ عیب و نقصی نیست، بلکه فعالیت­های علمی ـ تحقیقی، تا حدودی پیچیده­تر از تکالیف معمولی است که بر اساس هدف­های برنامه آموزشی طراحی گشته، و از سطحی ساده مانند مقدمات لازم برای تحقیق، شروع شده و به ‌تدریج در روندی متناسب با توانایی­های فراگیران، رو به تکامل گذاشته است تا اینکه در پایان دوران تحصیل، شکل تحقیقات حرفه‌ای به خود می‌گیرد.

ثمرات این شیوه فراگیری دانش، بسیار زیاد خواهد بود، از جمله اینکه فراگیران در برخورد با مسائل و تلاش برای شناخت آنها، طراحی تحقیق، استفاده از روش­های مختلف حل آنها، دیدن نتایج و ثمرات عینی و کاربردی آموخته­های خود و غیره، بسیار آسان­تر و زودتر به خودباوری علمی می­رسند و این روحیه در وجود آنان نهادینه می‌شود.

«تدریس» نیز افزون بر اینکه یکیاز کارهای کلیدی برای حفظ دانش و تثبیت و تعمیق آموخته‌ها و حتی فهم مطالب جدید است، باعث ایجاد خودباوری در فراگیران و پیدایش این باور می­شود که می­توانند به ارائه یافته­های علمی خود به دیگران بپردازند. تدریس نیز تنها اختصاص به مرحله بعد از فراگیری ندارد و در صورت تسلط کافی بر مطالب آموخته شده، در طی دوران تحصیل نیز می‌توان آنها را به سطوح تحصیلی پایین­تر آموزش داد. البته برای به ثمره رسیدن نهایی این کار و جلوگیری از برخی آسیب­های احتمالی، دارای ظرافت­های خاص خود است که از حوزه این نوشتار خارج است.

 

شیوه برخوردها و تعامل­های علمی و صنفی

روش تعامل نظام تعلیم و تربیت و نیز ارزش­ها و هنجارهای حاکم بر فرهنگ آن، می­تواند عاملی تسریع­کننده در شکل­گیری خودباوری باشد یا باعث خشکاندن ریشه آن شود! بحث­های فراوانی در این زمینه وجود دارد، ولی به طور خلاصه می­توان گفت که اگر رویکرد حاکم بر فضای تعاملات صنفی و علمی نظام تعلیم و تربیت، «کریمانه» و «کرامت محور» باشد؛ انتظار رسیدن فراگیران به خودباروی، انتظاری بجا و معقول است. لوازم چنین رویکردی، بسیار است که برخی از آنها را برای نمونه برمی­شماریم: میدان دادن نسبی به برخی جولان­های علمی و صنفی، ولو غلط فراگیران؛ نادیده گرفتن برخی خطاها؛ سطح و نوع و شیوه ارزیابی­ها، مانند امتحانات شفاهی؛ نحوه اعمال رفتارهای انضباطی و تشویق­ها و تنبیه­ها؛ شیوه انگیزش­دهی؛ نحوه تأمین معیشت؛ جهت­گیری­های علمی و آموزشی؛ روحیه و نحوه رفتار استادان و کادر آموزشی با فراگیران؛ نظام مدرک­دهی؛ بودن یا نبودن فضای باز و سالم برای ابراز عقاید صنفی و بیان پیشنهادها و انتقادها (آزاداندیشی معقول، روش­مند، وهدف­مند)؛ رواج برخی هنجارها در تعاملات اداری و آموزشی و... مانند سر کوفت نزدن، تحقیر نکردن، کوچک نشمردن علمی، اعتنا به نظریات و آرای فراگیران، اعتماد کردن، احترام گذاشتن، مشارکت دادن در تصمیم­گیری­های آموزشی و صنفی، نحوه برخورد با دیگر مکاتب و اندیشه­ها، مانند مرعوب شدن یا نشدن علمی، رعب افکندن یا نیفکندن در دل فراگیران، مواجهه علمی قدرت­مند یا جدلی و ضعیف و... .  

 

ترویج «سبک زندگی علمی و صنفی»

گاه مشاهده می­شود برخی طلاب از فضای رسالت­ها و وظایف صنفی و علمی خود دور می­شوند و نمای سبک زندگی آنها تفاوت چشم­گیری با توده مردم ندارد. از این رو، پس از مدتی با افت کارآیی صنفی و علمی روبه­رو می­شوند و استمرار این حالت، به نتایج نامطلوبی از جمله از دست دادن خودباوری صنفی و علمی آنان می­انجامد. درباره میزان و عمق این پدیده در حوزه بحثی نداریم و تعیین آنها به تحقیقات میدانی نیاز دارد، ولی کم آن نیز زیاد است و حالت واگیر و اپیدمی دارد و به سرعت نتایج ویرانگر خود را به دیگران تسرّی می­دهد.

یکی از راه­های درمان این آفت و در نتیجه، ایجاد خودباوری صنفی و علمی در طلاب، ترویج «سبک زندگی علمی» و تبدیل کردن آن به فرهنگ و ارزش حاکم بر حوزه است. توضیح بیشتر آنکه سبک زندگی به هندسه بیرونی رفتارهای جوانحی برخاسته از بینش­های خاص گفته می­شود که گاه چهره فردی و گاهی چهره اجتماعی دارد. «سبک زندگی علمی» در مقابل «سبک زندگی روزمره» است که اسباب غفلت و دور شدن از فضای علمی و صنفی در آن بسیار است. اسباب و ابزارهای غفلت، ابزارهایی هستند كه در عین امکان و گاه ضرورت استفاده بهینه از آنها، با جذابیت و شیرینی خود، انسان را به خود مشغول می‌كنند، اما نصیب انسان بهره متناسبی نمی­کنند و در مجموع به آن اندازه که از انسان، زمان و توان می‌گیرند، به او چیزی نمی­افزایند، مانند افتادن در فضاهای رقابتی مالی و اداری صرف، اسیر شدن در دست بسیاری از امور وقت­کش نظیر بازی­های رایانه­ای، موبایل، اینترنت، چت، کلوپ، رادیو، تلویزیون، برنامه‌های سرگرم­کننده صرف. در واقع خارج شدن این ابزارها از کارآیی ابزاری خود و جانشین فعالیت­های علمی و صنفی شدن آنها، سبب اصلی غفلت­زایی است. سامان دادن سبک زندگی طلاب و به حاشیه راندن این امور و نشاندن آنها در جایگاه واقعی خود از نظر کمّی و کیفی، سبب می­شود نتایج حاصل از زندگی تخصصی صنفی و علمی که وجهه غالب آن پرداختن هدف­مند و چشم­گیر به وظایف صنفی، یعنی صرف عمده توان و زمان خود در فعالیت­های صنفی تخصصی حوزوی است، در زندگی عینی طلاب دیده و لمس شود که نتایج بسیاری دارد که یکی از مهم­ترین آنها، چشیدن طعم شیرین خودباوری علمی و صنفی است. این سامان­بخشی باید در دو حیطه رخ دهد؛ یکی در فضای زندگی فردی طلاب، و دیگری در فضای سازمانی حوزه و فرهنگ حاکم بر آن.

 

 

 

 


[1]. حضرت علی (ع) می­فرمایند: «ما من حرکةٍ إلّا وأنت محتاجٌ فيها إلی معرفةٍ؛ در هر اقدام خود، نیازمند شناختی هستید». تحف‏العقول، ص 171.

[2]. در این زمینه به کتاب «مُنیة المُرید في آداب المُفید و المُستفید» تألیف شهید ثانی مراجعه کنید. این کتاب، از سرمایه­ها و تراث گران­بها در زمینه تعلیم و تربیت اسلامی است که باید به طور دقیق بررسی، و محتوای بسیار غنی آن متناسب با شرایط امروزی، در زمینه تعلیم و تربیت به کار گرفته شود. همواره طالبان علوم دينى، به این کتاب توجه داشتند و محور درس­هاى اخلاقى و تربيتى طلاب بوده و هست.

[3]. موفق­ترین راه حرکت­های علمی پویا، ماندگار، سنجیده و پاسخگو به نیازهای زمان، بازنگری، بازسازی و امتدادبخشی به سنت­ها و سرمایه‌های علمی و فرهنگی غنی اسلامی ـ بومی خود است. حرکت­ها و جنبش­های علمی و فرهنگی دیگر، تنها ممکن است چند روزی جولان داشته باشد و پس از مدتی از بین خواهد رفت. 

[4]. دیدار با گروهی از برجستگان و نخبگان علمى، 03/07/1387.

[5]. البته باید استادان، ضوابط و قواعد و حدود و ثغور این کار را تبیین کنند و در عمل نیز تمرین شود تا به افراط در این زمینه و ایجاد روحیه بی­توجهی بی­دلیل به نظریات دیگران نینجامد که از آسیب­های افراط در خودباروی یا خودباوری نابجاست.

[6]. المحاسن، ج 1، ص229.

 


خروج