صفحه اصلیپروندهگشت و گذارطلاب جوانسیره برزگانخشت اولارتباط با سردبیردرباره مانظر سنجی چند رسانه ای
   

جدیدترین مطالب

پربازدیدترین مطالب

جدیدترین هاپربازدیدها



پرونده, کندوکاو    شماره خبر: ٣٣٨٨٢٦     ٢٢:٤٨ - 1393/01/15     ارسال به دوستان       نسخه چاپي


  

  مستغنیِ محتاج؛ نگاهی به آفت­های افراط در اعتماد به نفس علمی 


  طلبه بر اثر عدم تعادل و افراط در خودباوری و اعتماد به نفس، نمی تواند ارتباط صحیح و متعادلی با عوامل کمک‏کننده و ارتقابخش در مسیر علم ‏آموزی، برقرار کند. لذا با آسیب‏هایی مواجه می‏شود که می‏تواند آینده علمی و معنوی طلبه را تباه کند و عمر و استعداد او را ضایع گرداند. 

 

علی اکبرپور

خودباوری و اعتماد به نفس در راه علم‏آموزی، افزون بر آثار ویژه و شگفتی که دارد، اگر از حالت تعادل خارج شود، می‏تواند آفاتی را در پی داشته باشد و محرومیت‏هایی را برای طالب علم به همراه آورد.

خودباوری و اعتماد به نفس، «احساس استغنا از غیر» را پدید می‏آورد و دقیقاً همین احساس است که برکات یا آفات مترتب بر خودباوری را در وجود انسان رقم می‏زند. هنگامی که طلبه احساس می‏کند برای فهم مسائل و کاوش در زوایای دقیق علم، به دیگران نیازی ندارد، معطل استاد و کتاب و هم‏بحث نمی‏ماند و حرکت علمی خود را سامان می‏دهد. در این مرحله، احساس بی‏نیازی، بسیار مبارک و حرکت‏بخش است و باید یکی از مهم­ترین آثار خودباوری را همین حرکت‏بخشی دانست، ولی هنگامی آفت­ها آغاز می‏شود که طلبه، در ادامه مسیر هم به همین منوال حرکت می‏کند و توان و فهم خود را تنها محور تحصیل علم قرار می‏دهد.

اینجاست که ارتباط صحیح و متعادل طلبه با عوامل کمک‏کننده و ارتقابخش در مسیر درست علم‏آموزی، قطع می‏شود و آسیب‏هایی را متوجه طلبه می‏کند. این آسیب‏ها، حتی می‏تواند آینده علمی و معنوی طلبه را تباه کند و عمر و استعداد او را ضایع گرداند. توجه به این آسیب‏ها، زمانی حساسیت بیشتری پیدا می‏کند که بدانیم افراط در خودباوری، غالباً در میان طلاب مستعد و برجسته، زمینه آماده‏تری برای بروز دارد و این مسئله، رسیدگی خاص مسئولان را می‏طلبد.

در این مجال کوتاه، به بررسی آثار افراط در خودباوری و ترسیم حالت تعادل در هریک، می‏پردازیم.

1.      خودباوری و تلمذ در محضر استاد

استاد، به ویژه در نظام آموزشی حوزه، جایگاه مهمی در تعلیم و تربیت شاگردان دارد؛ به ویژه استادی که در جنبه­های گوناگون علمی و معنوی، خود را ساخته و در زمینه تربیت، باتجربه نیز باشد، آثار معجزه‏گونه‏ای خواهد داشت و طلبه را به سرعت پیش خواهد برد.

اگر طلبه در مسیر رشد خود، جانب تعادل را در خودباوری نگه ندارد، طبیعتاً میل به زانو زدن در محضر استاد را از دست خواهد داد و این ضرورت را اتلاف وقت خواهد پنداشت. هم­چنین این طلبه‏ که رشدی خودبسنده دارد، به ‏شدت در معرض افتادن در ورطه برخی مبانی و روش­های خودساخته و نادرست است و ارتباط با استاد، به ویژه استادی که به برخی ویژگی­هایش اشاره شد، او را از افتادن در چنین ورطه‏هایی در امان نگه می‏دارد. البته توجه به این نکته هم ضروری است که گاهی با استادانی روبه­رو می­شویم که خوش‏فهم و خوش‏فکر هستند و حلقه­های درسی با طلاب تشکیل داده­اند. گاهی به این دلیل که استاد در قبال همه عالمان، خود را صاحب فکر و سبک می­داند، چنان به نقد و رد آرای عالمان می­پردازد که طلبه­ای که هنوز در ابتدای راه است، به خود جرئت می­دهد حتی پیش از آنکه سخن عالمان را دریابد، در رویارویی با هر قولی و با تأمل سطحی و ابتدایی، به رد و نقد بپردازد و به نوعی خودباوری کاذب دچار شود.

 

2.      خودباوری و میراث علمی گذشتگان

احساس استغنا از حاصل تلاش‏های علمی نسل­های پیش و زیاده­روی در زمینه اتکا به نفس در فضای تحصیل و پژوهش، آفت بزرگ دیگری را نیز در پی خواهد داشت و آن، عدم اتصال به میراث علمی گذشتگان است.

گنجینه علمی حوزه، بسان رشته ممتدی است که ذره ‏ذره آن در طول تاریخ شکل گرفته تا به امروز رسیده و فهم دقیق و معاصر از علوم حوزه، متوقف بر احراز این سابقه تاریخی است و یکی از ارکان اظهار نظر فنی و اجتهادی در علوم حوزه به ‏شمار می‏رود.

از این رو، فرد با صرف کسب روش و مهارت اجتهاد و مواجهه با منابع استنباط، نمی‏تواند به نظر شارع دست یابد. او ‏باید نصوص شرعی را از دریچه فهم عالمان، در طول تاریخ بنگرد و به شیوه نگرش ایشان به آیات و روایات نیز اشراف داشته باشد و تاریخ تطورات مسائل و موضوعات را دنبال کند. اعتماد به نفس و اتکا به فهم خویشتن و بسنده کردن به روش اجتهاد و منابع دین، ممکن است رهاورد سدیدی به ارمغان نیاورد. از این رو، در روش اجتهادی فقهایی چون مرحوم آیت‏الله العظمی بروجردی که به نگرش تاریخی اهمیت می‏دادند، ظرافت­هایی وجود دارد که در دیگر روش­های اجتهادی، کمتر به چشم می‏آید.

کسی که به احساس استغنا از غیر رسیده، در معرض چنین اشتباهی در مسیر علمی خود قرار دارد و حتی ممکن است برای این تمایل درونی خود به فهم مستقل مسائل، توجیهاتی بیاورد یا دست به نظریه‏پردازی­هایی در این باب بزند، ولی باید توجه داشت که خودباوری و اعتماد به نفس در فهم و حل مسائل علمی و مقهور بزرگیِ بزرگان عرصه علم نشدن، باید همواره در کنار تلاش برای فهم همدلانه مبانی و نظریات علمی آنان باشد تا بتوان دل به فهمی صائب و مصیب، قوی داشت.

3.      خودباوری و روش تحصیل

آفت دیگری که عدم تعادل در خودباوری می‏تواند دامن‏گیر طلاب حوزه شود، روی‏آوردن به روشهای خودساخته در تحصیل علم است. این آسیب، طبیعتاً بیشتر در طلاب نخبه و مستعد حوزه بروز پیدا می‏کند. چرا که توان ارزیابی و تحلیل روش تحصیل متعارف را دارند و با یافتن نقاط ضعف و کاستی‏ها، دست به ابداع روشهای خاص برای خود می‏زنند. البته نفس مقهور نشدن در مقابل هنجارهای حاکم و اقدام برای اصلاح امور –حداقل در حیطه شخصی –می‏تواند مثبت و قابل تقدیر تلقی شود؛ اما مشکل از اینجا آغاز می‏شود که طلبه در آنچه ابداع کرده، لزوماً همه جوانب را نمی‏بیند و بدلیل عدم تجربه و خامی طبیعی دوران جوانی، به‏شدت در معرض آسیب علمی قرار می‏گیرد.

4.      خودباوری و جمع‏گرایی

احساس استغنا از غیر، همان‏طور که طلبه را از محضر اساتید محروم می‏کند، فرصت ارتباطات علمی رشددهنده را در زمان تحصیل و بازدهی، از او می‏گیرد. کسی که خود را زیادی قبول دارد، فکر می‏کند آنچه فهمیدنی است، خودش فهمیده و دریافتهای او، حرف آخر است. پس نه حوصله حضور در جلسه مباحثه را خواهد داشت، و نه حاصل تلاش علمی خود را در معرض نقد دیگران قرار خواهد داد. اینجاست که به انزوا از محیط علمی روی می‏آورد. دیگر نه از برکات جمع بهره‏مند می‏شود و نه فرصت اصلاح و تدارک کمبودهای خود را می‏یابد. همچنین با عدم تعمق در نظرات دیگران، از رهاورد تلاشها و ثمرات علمی دیگران محروم خواهد شد.

5.      خودباوری و فضائل اخلاقی

افراط در خودباوری اگر در فضای معارف اخلاقی پیگیری شود، به رذائلی چون عجب و کبر برمی‏خوریم؛ رذائلی که از اعظم کبائر محسوب می‏شوند و اثرات مخرب عمیقی در ایمان انسان برجا می‏گذارند. کسی که خود را بزرگ می‏پندارد و برتر از دیگران می‏شمارد، دچار محرومیتهای معنوی و خسارت‏باری می‏شود. اگر بخواهیم صرفاً آثار علمی این رذائل را در نظر بگیریم باید بگوئیم که علوم معنوی و دینی، در جانهایی می‏نشینند که پاک بوده و ظرفیت و شایستگی متناسب با این حقائق را داشته باشند. پس کسی که در مسیر علم‏آموزی خود، مُعجِب و متکبرانه عمل می‏کند، از حقائق بسیاری محروم شده و آنچه کسب می‏کند، حجاب عقل و دل او خواهد شد و حتی از رشد علمی و خصوصاً رشد معنوی بازخواهد ماند.

 


خروج