صفحه اصلیپروندهگشت و گذارطلاب جوانسیره برزگانخشت اولارتباط با سردبیردرباره مانظر سنجی چند رسانه ای
   

جدیدترین مطالب

پربازدیدترین مطالب

جدیدترین هاپربازدیدها



پرونده, گفت و شنود    شماره خبر: ٣٣٨٨٢٢     ٢٢:٣٩ - 1393/01/15     ارسال به دوستان       نسخه چاپي


  خودباوری از منظر روان­شناسی اجتماعی در گفتگو با حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر میر دریکوندی

  خودباوری از صفات انسان­های سالم و خودشکوفا است 


  جایگاه خودباوری در روانشناسی اجتماعی، تعریف انسان خودباور از دید این علم، چگونگی حرکت از خودباوری فردی به سوی خودباوری جمعی، راه‌کارهای افزایش و تقویت خودباوری، روش‌های ارزیابی میزان خودباوری یک جامعه و نشانه‌ها و مؤلفه‌های شناخت فرد یا جامعه خودباور، موضوعاتی هستند که در این گفت‌وگو بدان پرداخته‌ایم. 

 

اشاره

حجت الاسلام و المسلمین دکتر رحیم میردریکوندی متولد سال 1340 در خرم ‌آباد، سال 62 وارد حوزه علمیه کمالیه خرم ‌آباد و بلافاصله وارد حوزه علمیه قم می‌شود. بیش از ده سال در درس خارج آیات عظام: «مکارم شیرازی»، «سبحانی»، «وحید خراسانی»، «میرزا جواد تبریزی»، «جوادی آملی» و ... شرکت داشته و همچنین موفق به کسب مدرک کارشناسی ارشد «روانشناسی بالینی» و مدرک دکتری «روانشناسی تربیتی» از مؤسسه امام خمینی (ره) می‌شوند از ایشان کتاب‌هایی به چاپ رسیده است از جمله: «گفته‌ها و نکته‌ها» و «باغ‌های بی حصار» همچنین «ذهن و بدن از دیدگاه اسلام و روانشناسی» و «مدل‌های بهداشت روان» از جمله مقالات ایشان است.

 

رهنامه: به نظر مقوله خودباوری را باید از جنبه روان­شناسی اجتماعی نگاه بکنیم، چون از طرفی خودباوری مقوله­ای روانی به شمار می‌آید. بفرمایید این مقوله روانی در جامعه، چه نمودی دارد و چگونه می‌شود در این زمینه کار کرد؟ پرسش دیگر این است که چگونه می­شود بین خودباوری فردی و اجتماعی تمایز قایل ‌شد؟

در زمینه روان­شناسی، درباره خودباوری و اعتماد به نفس در بخش‌های مختلفی بحث می‌شود، از جمله در بحث بهداشت روانی، انسان سالم، روان­شناسی شخصیت، روان­شناسی اجتماعی و ... . از این رو، ما بحثی کلی به نام انسان سالم داریم. از نظر روانی، انسان سالم چگونه انسانی است؟ روان­شناسان گوناگون براساس دیدگاه‌ خودشان، از انسان سالم تعریفی ارائه می‌دهند و برای انسان سالم، ویژگی­هایی را مطرح می‌کنند. یکی از ویژگی‌هایی که همه روان­شناسان به عنوان یکی از ویژگی‌های عمده انسان سالم قبول دارند، بحث خودباوری است؛ خودباوری به معنای خاص خودش. الزاماً خودباوری به معنای خودبزرگ‌بینی یا تکبر و این گونه چیزها نیست. بنابراین، در شاخه‌های مختلف روان­شناسی،بحث درباره خودباوری مطرح می‌شود. خودباوری یکی از ویژگی‌های اساسی انسان­هاست، که هم در بُعد فردی معنا دارد و هم در بُعد اجتماعی. همانگونه که ممکن است فردی به خودباوری رسیده باشد، یک ملت هم می­تواند خودباور باشد. بنابراین، خودباوری از دیدگاه روان­شناسی، یکی از صفت­های مطلوب است که جزو صفات انسان­های سالم و خودشکوفا به شمار می­آید.

رهنامه: تعریف ملت یا جامعه خودباور چیست؟

ما مجموعه تعاریف تخصصی­ایدرباره خودباوری داریم که دارای واژه‌ها و اصطلاحاتی است. منتهی ساده‌ترین تعریفی که می‌توان ارائه کرد، این است که خودباوری به این معناست که انسان خودش و حالاتش را بشناسد و به تمام توانایی‌ها و ضعف­هایش آگاهی داشته باشد. به دنبال این آگاهی‌ها، برای جبران ضعف‌هایش تلاش کند و نقاط قوتی که دارد، جمع‌آوری بکند. خودباور کسی است که قوت­ها و ضعف­هایش را بشناسد و به آن آگاه باشد و آنچه قوت به شمار می­آید، تقویت بکند و برای جبران ضعف­هایش بکوشد.

رهنامه: آیاخودباوری ریشه در خودشناسی دارد؟

بله می‌شود گفت که خودباوری ریشه در خودشناسی دارد، چون بدون خودشناسی، خودباوری معنا ندارد. تا طرف نسبت به ضعف­ها و احساساتش آگاهی نداشته باشد و به عبارتی تا انسان خودش را نشناسد، نمی‌تواند به خودباوری برسد. لازمه خودباوری، خودشناسی است.

رهنامه: درباره اجتماع هم مسئله را به همین‌ شکل می‌بینید؟

تا ملتی، خودش، فرهنگش، سابقه و گذشته‌اش و اهدافش را نشناسد و به آینده امیدوار نباشد و ضعف‌ها و توان­مندی‌هایش را نشناسد، هرگز به خودباوری مطلوب نخواهد رسید.

رهنامه: آیا شناخت خود کافی است یا شناخت دیگران هم در زمینه خودباوری تأثیر دارد؟

گاهی اوقات مقایسه­هایی لازم است که این مقایسه‌ها به خودشناسی و خودباوری کمک می‌کند. اگر من بخواهم ببینم چه توانایی و ضعف­هایی دارم، لازم است گاهی خودم را با دیگران مقایسه کنم. اگر ملتی بخواهد بفهمد خودباوری دارد یا ندارد، خودش را با ملت­های دیگر مقایسه می­کند. شما باید خود، دیگران و ملت‌های دیگر را بشناسید تا بتوانید به خودباوری مطلوب برسید.

رهنامه: چه راهکارهایی برای تقویت خودباوری در سطح جامعه و مخصوصاً معطوف به حوزه وجود دارد؟ آیا شما در این زمینه در حوزه، نقص یا ضعفی احساس می‌کنید؟ اگر ضعفی هست، از کجا نشأت می‌گیرد و چه راهکارهایی برای حل آن ارائه می‌کنید؟

با توجه به تعریفی که از خودباوری ارائه می‌دهیم، به کمک همین تعریف می‌شود آسیب­ها را شناخت. مثلاً یکی از آسیب­ها، بی­توجهی به خود است. یک فرد به خودش توجه ندارد. این غفلت است. غفلت یعنی اینکه آگاهی نیست. طبیعتاً خودباوری هم نیست. گاهی اوقات هم شما می‌بینید فردی یا ملتی دچار نوعی خودبزرگ‌بینی شده است. صرفاً بر نقاط قوت تکیه می‌کند و نقاط ضعف را فراموش کرده است. این هم جزو آسیب­ها به شمار می­آید. گاهی اوقات هم طرف حالت منفی‌بینی و منفی‌بافی دارد؛ یعنی نقاط قوت را فراموش می‌کند و به نقاط منفی خودش می­پردازد. هر یک از این موردها، از آسیب­های خودباوری به شمار می­آید و باعث می­شود خودباوری به وجود نیاید. همانطور که در تعریف خودباوری فردی و جمعی می‌آید، حالت آگاهی و شناخت داشتن برای ایجاد خودباوری، توجه به نقاط قوت و ضعف، در ایجاد و تقویت خودباوری فردی و اجتماعی، بسیار اثرگذار است. البته عوامل دیگری هم هست که باید بررسی بشود.

رهنامه: چه­طور می‌شود این توجه را ایجاد کرد؟

گاهی این توجه را می‌شود با انگیزه‌های فردی و مطالعات فردی زیاد کرد، یعنی خود شخص برود دنبال اینکه آیا خودباور است یا نیست. به خودباوری رسیده یا نرسیده است. اگر نرسیده، چرا چنین اتفاقی افتاده است. گاهی اوقات می‌شود با فعالیت اجتماعی، نوشتن کتاب یا مقاله، استفاده از رسانه‌ها، سخنرانی‌های گروهی در مدارس و...، راه‌های رسیدن به خودباوری را به افراد و جامعه آموزش داد. ما می‌توانیم و باید طلبه‌ها را آگاه بکنیم که چیزی به نام خودباوری فردی و اجتماعی داریم که این خودباوری قابل دست‌یافتن است. به نظر من می‌شود با این روش‌ها، خودباوری را ایجاد یا تقویت کرد.

رهنامه: راهکاری که فرمودید، آموزشی است. به این صورت که ما اطلاعاتی را در زمینه خودباوری به طلاب برسانیم. آیا راهکارهای عملی هم می‌شود ارائه داد که خودِ طلاب درگیر آن بشوند و از آن راه به خودباوری برسند؟

برای تقویت هر کاری، ناچاریم از آموزش انفرادی یا عمومی استفاده کنیم. در ادامه وقتی نسبت به خودباوری،‌ آگاهی‌های نسبی و عمومی ایجاد شد و حداقل بصیرت لازم پدید آمد ـ چه در مورد افراد و چه در جمع ـ و طبیعتاً طرف آگاه شد و به سمت این مسئله گرایش پیدا کرد، بحث آغاز می‌شود که برای ایجاد و تقویت خودباوری در این شخص یا جامعه‌ای که گرایش پیدا کرده، چه­کار باید بکنیم؟

در اینجا سراغ بحث‌های کاربردی‌تر، مثلاً برگزاری کارگاه‌های تخصصی، ارائه نمونه‌ها و مصادیق افراد و جوامع خودباور و مسائل دیگر می‌رویم. به هر حال در اینجا نکته مهم، ایجاد آگاهی و انگیزه است.

رهنامه:ممکن است درباره آزمون‌های خودباوری و برنامه‌های خودگزارشی، توضیح بدهید؟

درباره آزمون‌ها، مقیاس‌هایی وجود دارد که ساخته شده و آماده است که خودباوری را می‌سنجد یا ممکن است به اصطلاح ویژگی‌هایی را بسنجد که شبیه خودباوری است که با اجرای این آزمون‌ها میزان خودباوری فرد به دست می‌آید. براساس نتایج آنها می‌توانیم توصیه‌های لازم را داشته باشیم. مثلاً به شخصی بگوییم میزان خودباوری شما پایین است و باید تقویت بکنید یا در مورد دیگری بگوییم که اصلاً خودباوری ندارد که باید آن را ایجاد بکنید یا درباره شخص دیگر بگوییم که خودباوری شما ‌خوب است و جای امیدواری است. این بحث آزمونی است. راه دیگر سنجش میزان خودباوری، مصاحبه است. باید چند نفر به عنوان مصاحبه‌گر، تربیت شوند و در جامعه طلاب یا غیر طلاب، به صورت نمونه و با تعدادی خاص، صحبت، و داده‌های خام مصاحبه را دسته‌بندی و در نهایت تحلیل کنند. پس از آن نتیجه نهایی به دست می‌آید که آیا فلان جمع دارای خودباوری مطلوب و قوی هست یا نیست. این از راه مصاحبه شکل می­گیرد. خودگزارشی هم چیزی شبیه به مصاحبه است. مثلاً فرم یا برگه‌ای به فرد بدهید که خودش بیان کند که آیا آدم خودباوری هست یا نیست و اگر خودباور است، میزان آن چه­قدر است. گاهی یک کار دیگر هم می‌شود کرد و آن اینکه سنجش‌های عملکردی انجام دهیم و بدون اینکه از خود فرد بپرسیم یا از خودش گزارش بگیریم، عملکرد او را زیرنظر قرار دهیم که آیا در عملکرد او خودباوری به چشم می‌آید یا نه. مثلاً طلبه‌ای که مشغول تحصیل است، آیا خودش را قبول دارد یا از رفتار، عملکرد و سنجش او خودباوری نمایان می‌شود یا نه؟ آیا دست به تألیف کتاب یا مقاله زده است؟ آیا منبری خوبی است؟ آیا مدرس خوبی است؟ آیا در عمل، توان و مهارت خود را به کار گرفته است؟ به هر صورت، خودش را نشان داده یا خیر، یعنی از عملکرد فرد شما استخراج بکنید که آیا خودباور است یا نیست و اگر خودباور است، مقدارش چه­قدر است. البته راه­های دیگری نیز برای سنجش میزان خودباوری وجود دارد که باید به منابع مربوطه مراجعه شود.

رهنامه: بحث بعدی ما درباره همین راه­هاست. جامعه خودباور چه ویژگی‌های دارد و معیارهای سنجش و شناخت جامعه خودباور چیست؟

همه اینها به این بستگی دارد که شما خودباوری را چه‌طور تعریف بکنید که طبیعتاً از همان تعریف، ویژگی‌ها قابل استخراج است و هم عوامل تقویت و هم آسیب‌ها از دل همان تعریف آشکار می­شود.

شما به ملتی موحد و مؤمن نگاه کنید که عمدتاً نیازهایش را خودش تأمین می‌کند و دارای وحدتی ملی و اجتماعیِ خاص خودش است و در صحنه‌های اجتماعی داخلی و جهانی حضور داشته و صاحب‌نظر است و اهل انتقاد و به تعبیری اهل امر به معروف و نهی از منکر نیز است، از همه این امور روشن می‌شود که چنین ملتی، ملت خودباوری است. ملتی که به خودش، اطرافش و به شرایط زمانی و مکانی خود آگاه است، یک مقدار به خودباوری نزدیک‌تر است تا اینکه جمعی که غافل است و نمی‌داند در اطرافش چه خبر است و دنیا را نمی‌شناسد، حتی محل، موقعیت و شرایطش را نمی‌شناسد، نشان می‌دهد که در زمینه خودباوری‌، ضعیف است.

رهنامه: در جنبه‌های علمی چه ویژگی‌هایی وجود دارد؟ مثلاً مؤلفه­های شناخت حوزه خودباور چیست؟ آیا دانش می‌تواند نشانه و عاملی برای خودباوری باشد؟

خودباوری مسئله­ای روان­شناختی است که در مورد هر فرد یا گروهی مصداق دارد. خودباوری نشانه‌ها و عوامل متعددی دارد که دانش می‌تواند یکی از این نشانه‌ها و عوامل باشد. فرد یا ملتی که از نظر علمی پیشرفت کرده باشد، به صورت قطعی، دارای رگه‌هایی از خودباوری است. بنابراین، طلبه یا دانشجو می‌تواند خودباوری‌اش را در عرصه علمی نشان دهد، همان گونه که کارگری فنی می­تواند خودباوری‌اش را در عرصه فن و مهارت آشکار کند. تکنیسینیفنی، خودباوری‌اش را با به کارگیری فن خود نشان می‌دهد. بنابراین، خودباوری ویژگی­ای روان­شناختی است که درباره همه صدق می‌کند. منتها برای هر کسی با توجه به همان جنبه­ای که کار می‌کند و به آن علاقه دارد، خود را نشان می‌دهد.

 


خروج