صفحه اصلیپروندهگشت و گذارطلاب جوانسیره برزگانخشت اولارتباط با سردبیردرباره مانظر سنجی چند رسانه ای
   

جدیدترین مطالب

پربازدیدترین مطالب

جدیدترین هاپربازدیدها



سیره بزرگان, سیره بزرگان    شماره خبر: ٣٣٨٦٨١     ٠٠:٢٥ - 1393/01/07     ارسال به دوستان       نسخه چاپي


  

  مصداق بارز جمع‌الجمع عرفانی؛ در گفت ­و گو با حجت­الاسلام سعید شاه آبادی 


  در این مصاحبه جنبه‌های مختلف شخصیت آیت‌الله شاه آبادی، اعم از سیرۀ عملی، سیره سیاسی و جایگاه عرفانی ایشان مورد بررسی قرار گرفته است. 

 

اشاره

حجت­الاسلام سعيد شاه آبادي، فرزند شهيد آيت الله مهدي شاه آبادي، در سال 1337 خورشیدی در تهران به دنیا آمد. در مهر 1355، وارد دانشگاه صنعتي شريف (آريا مهر سابق) شد و در ارديبهشت 1357، زماني كه به تحصيل در رشته مهندسي شيمي آن دانشگاه اشتغال داشت،‌ در راه­پیمایی خياباني دستگير و روانه زندان قصر شد.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، به حوزه علميه قم رفت و درس­های سطح عالي را در محضر مرحوم آيت الله پاياني و مرحوم آيت الله وجداني فخر و آيت الله راستي كاشاني و آيت الله محسن دوزدوزاني گذراند.

وي پس از شهادت پدرش (ارديبهشت 1363،‌ جزيره مجنون) به محضر امام خميني (ره)‌ مشرف و به دست ايشان ملبس به لباس روحانيت شد، سپس براي تكميل تحصيلات به قم رفت. در سال 1368، راهی تهران شد و ضمن اشتغال به تدريس درس­های مختلف حوزوي و تصدي معاونت آموزشي حوزه علميه شهيد شاه آبادي، در درس­های خارج فقه و اصول و فلسفه حضرات آيات مجتبي تهراني و سيد رضي شيرازي شركت کرد و هم اكنون نيز به فعاليت­هاي علمي و پژوهشي و فرهنگي اشتغال دارد. ايشان هم­چنين از اسفند ماه سال 1386، به عنوان مسئول دفتر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه علم و صنعت ايران فعاليت دارد.

 

رهنامه پژوهش: لطفاً درباره جايگاه آيت الله شاه آبادي (ره) در حوزه عرفان توضیح بفرمایید.

ايشان از فحول متخصصين عرفان شيعي هستند. با وجود اين­كه از افقه فقها بودند، اما فقاهت و يادگيري و تعليم اين علم، مانع از غور و تأمل در متون اصيل عرفاني اسلامي نشد. آيت الله شاه آبادي (ره) از متبحرترين افراد در شرح و بيان و تعليم آرای محي الدين عربي (درگذشته 638 هـ .ق)‌ بودند. امام خميني (ره) زماني گفته بودند: «ايشان (آيت الله شاه آبادي)، مطالب را از شارح فصوص، بهتر بيان مي­كرد!»

لازم به ذكر است قيصري كه شارح فصوص است، خود از اوتاد بوده و بسیاری از استادان معتقدند شرح ايشان سبب فهم فصوص الحكم در دوره بعدي بوده است.‌ از این رو، تعبير امام درباره آقاي شاه آبادي، يكي از تعابيري است كه جايگاه عرفان استاد را نمايان مي­سازد.

آيت الله شاه آبادي (ره) تبحر عجيبي بر كتبي مانند فصوص الحكم، تمهيد القواعد، مصباح الانس، منازل السائرين و امثالهم داشتند. اگر تقريرات آرا و آثار ابن عربي را از زمان ملاصدرا به اين طرف پي بگيريم، بي­گمان يكي از مشهورترين اين تقريركنندگان، آيت الله شاه آبادي (ره) و بعد از ايشان، امام خميني (ره) هستند.

امام در پاسخ به پسرشان مرحوم حجت­الاسلام والمسلمين سيد احمد خميني (ره) كه پرسيده بود چه كتاب­هايي نزد آقاي شاه آبادي خوانديد، فرمودند: «ايام تعطيل و روزهاي پنج­شنبه و جمعه نزد ايشان مفتاح الغيب مي­خواندم و در همان زمان هم حاشيه بر مفتاح مي­نوشتم. كتاب منازل­السائرين را هم با ايشان مي­خواندم. گاهي هم در اين تعليم تنها بودم و گاه يكي ـ دو نفري مي­آمدند، ولي پس از چندي آن­ها رفتند. يك بار از آقاي شاه آبادي پرسيدم مطالبي كه شما مي­گوييد در كتاب نيست، این مطالب را از كجا مي­آوريد؟‌ گفتند:‌ گفته مي­شود! يعني از خودم مي­گويم. ايشان حق بزرگي بر گردن من دارند و كاملاً وارد بودند، چه در فلسفه و چه در عرفان.»

رهنامه پژوهش: لطفاً از فضايل و سجاياي اخلاقي مرحوم آيت الله شاه آبادي (ره) بگویید.

آيت الله شاه آبادي (ره) به دليل اين­كه از دوران كودكي در محيطي عالمانه و عارفانه تربيت يافته بودند، از این رو، از ابتدای كودكي و نوجواني، به رعايت كامل آرای شرعي و اخلاقي ملتزم بودند و اين نوع تربيت، ايشان را واجد فضايل و سجايايي كرده بود كه در دوره­های ديگر زندگي اين حكيم را به عنوان يكي از سرآمدترين عالمان روزگارشان تبدیل کرد. ايشان به وضوح مصداق بارز جمع­الجمع عرفاني يا استحضار بودند. ضدين را به خوبي و بسيار استادانه، هم­زمان در انديشه خود داشتند. توجه كنيد فردي كه امام خميني (ره) در موردشان مي­فرمودند كه من روحي لطيف­تر از ايشان نديدم، اين گونه لطافت طبع وي را معرفي مي­کردند. در عين حال بسان مبارزي توان­مند با فردي مانند رضا شاه پهلوي در مي­افتد. شجاعت و لطافت، دو ویژگی بارز آيت الله شاه آبادي (ره) بود. ايشان نيز مانند پدرشان، آيت الله العظمي ميرزا محمد جواد اصفهاني حسين آبادي (ره) بر رعايت و اجراي احكام شرعيه بسيار اهتمام داشتند. يكي ديگر از خصائل ايشان، حضور باطن هنگام نيايش بود. از زبان افراد مختلفي نقل شده كه وقتي اين حكيم عارف نماز مي­خواندند، هنگامي كه سر از سجده بر مي­داشتند، صورتشان پر از اشك شوق و خشيت الهي بوده است.

يكي از سجاياي اخلاقي مرحوم آقای شاه آبادی تواضع علمي بود. حضرت امام خمینی (ره) به عموي ما آيت الله محمد شاه آبادي فرموده بودند كه آيت الله شاه آبادي (ره) آن چنان تواضع داشتند كه ما زماني شاهد بوديم ايشان به طلبه­اي تازه وارد حاشيه ملاعبدالله مي­گويند و وقتي هم كه ما به ايشان متذكر شديم و درخواست فراوان كرديم كه استاد دست از اين كار بردارد، ايشان می­فرمودند: «انساني از من تقاضايي كرده است و من در حد امكانم، تقاضايش را برآورده مي­سازم». تدقيق در علوم و كثيرالمطالعه بودن نيز يكي از خصائل بارز استاد است. اگر شما به كتاب عارف كامل رجوع كنيد، با بسياري از خصوصيات اخلاقی ایشان آشنا می­شوید.

رهنامه پژوهش: لطفاً درباره چگونگی مبارزات سياسي آيت الله شاه آبادي (ره) توضیح بفرمایید.

امام خميني (ره)‌ فرموده بودند: «مرحوم آقاي شاه آبادي علاوه بر آن­كه يك فقيه مبارز و عارف كامل بودند، يك مبارز به تمام معني هم بودند».‌

آقاي شاه آبادي (ره) پس از مراجعت از عراق، در سال 1330 هـ .ق، دوره كوتاهي به اصفهان، سپس به تهران مراجعت مي­كنند و در همين زمان است كه ايشان به شاه آبادي مشهور مي­شوند. ايشان تا سال 1307 خورشیدی، يعني مدت هفده سال در تهران كه آن زمان تحت لواي دستگاه شاهي بود، به مبارزه با حكومت وقت پرداختند و به شدت سرگرم فعاليت­هاي علمي و تبليغي عليه نظام ستم بودند. ايشان قبل از به قدرت رسيدن رضا شاه پهلوي، چهره واقعي وي را شناختند و به عالمان گوشزد مي­فرمودند. بزرگ­ترين نماد مبارزاتي ايشان، تحصن یازده ماهه استاد در حرم حضرت عبدالعظيم (ع) در اعتراض به جنايات رضا شاه بوده است.

خاطرات بسياري از مبارزات ايشان نقل شده است. مرحوم آيت الله العظمي ميرزا هاشم آملي (ره) مي­فرمودند: «آيت الله شاه آبادي از آن خبيث ازل و ابد (رضا شاه) تعبير مي­كرد به «قاطرچي»‌ و در سخنراني­هاي خود هم به همين نام از او ياد مي‌كردند».

نقل شده است كه معمولاً شب­ها پاي منبر ايشان عده­اي از مأموران حكومتي مي­آمدند و مي­ايستادند. ايشان وقتي متوجه شدند، با ابراز ناراحتي به آن­ها گفته بودند: «آمدن شما اين موقع ظهر و شب،‌ خلاف است. اگر با من كار داريد و مرا مي­خواهيد­، ظهر و شب نمي­شود، چون لااقل صد نفر با من در مسجد حضور دارند. اگر مي­خواهيد مرا بگيريد و ببريد و كسي نفهمد، پیش از اذان صبح، از منزل، تك و تنها حركت مي­كنم و به مسجد مي­آيم و احدي هم با من نيست، غير از حق.»

پدرمان، شهيد آيت الله مهدي شاه آبادي (ره) نيز مي­گفتند: وقتي كه قزاق­ها آمدند تا منبر ايشان را از مسجد ببرند، ايشان ايستاده سخنراني مي­كرد. يك بار هم مأموران آمدند ايشان را بيرون از مسجد بگيرند كه ايشان بر سرشان فرياد مي­زند كه برو به بزرگ­ترت بگو بياید. بالاخره وقتي مأموران زياد اصرار مي­کنند، ناگهان ايشان دستشان را به طرف مأموران دراز می­کنند و فرياد مي­زنند: «بگيريد مرا،‌ مي‏گويم بگيريد مرا». مأموران از ابهت ايشان مي­ترسند و  چند قدم عقب می­روند و بدون هيچ واکنشی بر می­گردند.

رهنامه پژوهش: آيت الله محمدعلي شاه آبادي (ره) درباره بحث انسان كامل كه يكي از محوري­ترين مباحث حكمت و عرفان اسلامي ـ شيعي است، چه نظری داشتند؟

اصولاً مرحوم آيت الله شاه آبادي، طبقات بشر را از جهت عنايت خيال، شرح صدر و اخذ ملكات، به دو دسته كلي تقسيم مي­كند كه عبارت است از: انسان و نسناس، سپس به تبع از آيه 44 سوره مباركه حجر: «لها سبعهُ أبوابٍ لكل باب منهم جزءٌ مقسومٌ» كليه طوايف هفت­گانه نسناس را از اهل دوزخ معرفي مي­کنند. ‌ايشان براي انسان، مانند حكماي قبل، مانند عين­القضات همداني، به وجود گروه­هايي قائل بودند. گروهي كه صفات حيواني و بهيمي داشته و در برزخ فضيلت و رذيلت يا فطرت و غريزه به سر مي­برند كه نياز به راهنما و هادي دارند و در صورت عدم هدايت، مصداق كامل آيه شريفه «اولئك كالأنعام بَل هم اضلّ» خواهند بود.

گروه دوم، گروهی هستند كه در راه هدايت­اند و مشتاق معرفت، اما به مربي نياز دارند.‌ از این رو، اينان از برزخ گروه نخست به در آمدند، اما تنها سالك­اند و به تكامل نرسيده­اند.

گروه سوم هدايت يافتگان­اند، کسانی كه به تعبير حكما، به حقيقت ايمان يا همان استحضار رسيده­ و جمع اسم ظاهر و باطن شده­اند و مقام جمع­الجمع دارند.

مرحوم آيت الله شاه آبادي (ره) در كتاب ارزش­مند «الانسان و الفطره» مي­فرمايد: «هنگامي كه سالك در مظهريت اسم ظاهر و باطن به مرتبه استحضار رسيد، به مقام واحديت و جمع­الجمع رسيده و در واقع انسان كامل، مبتني بر فطرت و متصل به ريسمان الهي است كه خود هادي ديگران خواهد بود».

در نهايت بايد گفت انسان كامل باب الله است. مراد از «باب الله الذّي اليه يؤتي» كه وجه الله كامل است، همان انسان كاملي است كه تجليات خدا بلاواسطه بر او متجلي است و جميع حقايق اسما و صفات و لوازم آن­ها براي وي مشهود شده است».

 رهنامه پژوهش: در بررسي آثار بر جا مانده از آيت الله شاه آبادي (ره)، به ويژه در كتاب شريف شذرات المعارف، به اصطلاحي با عنوان «ناحيه مقدسه اسلام» بر مي­خوريم، اين اصطلاح به چه معناست و اين ناحيه چه ويژگي­هايي دارد؟

در واقع اين بحث به بحث آسيب شناسي ملل اسلامي مربوط است، از اين باب كه ايشان در زمان خود، شاهد مشكلات بسیاری بودند كه به وِیژه جامعه اسلامي ايران و در واقع كليه جوامع اسلامي در سراسر دنيا با اين مشكلات اعم از مسائل اقتصادي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي و... درگير بودند. چنان­كه مي­دانيد ايشان در دوره پهلوي اول مي­زيستند و به وضوح شاهد تضعيف ملت اسلام و روحانيت تشيع از سَمت وي بودند. ايشان شاهد تعرض استعمارگران خارجي به ملت مسلمان ايراني بودند و در عين حال ضعفي را كه حكومت در برابر اينان داشت، به شفافيت مشاهده مي­كردند. از این رو، به عنوان عالم برجسته ديني سعي کردند ضمن شناخت معضلات، راهي براي رهايي ارائه دهند و بهترين راه همان پيشنهاد تشكيل جامعه­اي ديني بود كه شروطي چون اصلاح امور اقتصادي مردم، تحكيم جايگاه روحانيت به عنوان متوليان دين، نحوه ارتباط با بيگانگان، خدمات و رفاه اجتماعي و... در آن­ها ملحوظ شده بود. نام اين جامعه يا تشكل را «ناحيه مقدسه اسلام» گذاشتند و چنان­كه اشاره كرديد، در انتهاي رسالات و معارف یاد شده در كتاب ارزش­مند شذرات المعارف، اين نام را مرقوم مي­داشتند و از دست نوشته­اي كه از ايشان بر جا مانده، بر مي­آيد كه بيش از پنج هزار نفر را به عضويت اين تشكل درآورده بودند و خودشان نيز تعهدنامه عضويت در اين تشكل اسلامي را امضا كردند و خود را متعهد به انجام وظايفي دانستند كه به جهت عضويت در اين تشكل اسلامي ايجاد مي­شود. 

«ناحيه مقدسه اسلام»، در واقع مملكتي است كه عالمان دين به عنوان آگاه­ترين افراد به حقايق عالَم و دين، متولي نگهداري و هدايت آن جامعه هستندو شرط­های یاد شده را مطابق با دستورهای دين و فطرت الهيِ انسان، وضع کردند و به عنوان قوانين اجتماعي به اجرا در مي­آورند.

به تعبير ايشان اين جامعه شامل سه طبقه است: يكي طبقه «دعاة» كه شامل قاطبه مجتهدين عدول است که هر كجا هستند، رؤساي اين جامعه­اند. گروه دوم، «رُعاة» هستند كه همانا ائمه جماعات و وعاظ و معلمين مسائل و اهل منبر هستند كه بايد به دستور دُعاة، به ترويج و تبليغ احكام دين بپردازند.

گروه سوم، «حُماة» هستند كه قاطبه‌ی ملت هستند و در همه حرفه­ها و صنف­ها حاضرند و در تعظيم اسلام مي­كوشند.

هم­چنين ايشان  برای رفع مشكلات اقتصادي، پيشنهاد راه­اندازی «شركت مخمّس» را دادند تا بتوانند از اين راه كه در واقع بحث قرض­الحسنه به جاي وام با بهره در آن ملحوظ است و به عنوان يكي از امتيازهای ويژه اين شركت است، جهت رفع مشكلات معيشتي و اقتصادي آحاد مردم به اجرا در بياورند. لازم به ذكر است كه ناحيه مقدسه اسلام براي امام زمان (عج) و تحت حمايت و نظارت ايشان بوده و طبقه دعاه، اوامر حضرت را به عنوان قطب عالم امكان اجرا مي­کنند.

 


خروج